تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

مرهم

؛ دارويى كه بر روى زخم نهند يا بر آن بمالند .
اگر تو زخم زنى ، به كه ديگرى مَرهَمْ * اگر تو زهر دهى ، به كه ديگرى ترياك
[ حافظ ]

محض مرهم

؛ مرهم محض ، مرهم خالص ، عين مرهم

ترياك

؛ بر وزن افلاك ، پادزهر را گويند و معرّب آن ترياق است - و افيون را نيز ترياك خوانند چه ترياكى [ افيونى ] به كسر اوّل هم آمده است » ( برهان قاطع )
دلِ ما را كه ز مارِ سرِ زلفِ تو بِخست * از لبِ خود به شفاخانهء ترياك انداز
حافظ [ 258 / 5 ]
اگر تو زخم زنى به كه ديگرى مَرْهَم * و گر تو زهر دهى به كه ديگران ترياك
[ 294 / 5 ]

نبوّت

( ع نبوّة ) خبر دادن - آگاهى دادن . إخبار كردن از غيب - آگاهى - پيغامبرى - رسالت [ معين ]

خرقه

؛ قطعه‌يى از پارچه ، تكه‌يى لباس ، جامه‌يى كه از قطعات مختلف دوخته شود ، جبهء درويشان كه آستر آن پوست گوسفند يا خز و سنجاب است . [ معين ] اين كلمه به معناى لباس يا رداى خشنى است كه در شرق ، فقيران و صوفيان بر تن مىكنند . . . در يك نسخهء خطّى متعلّق به كتابخانهء لايدن كه حاوى رسالات بسيارى دربارهء صوفيان است [ نسخهء خطّى فارسى 1038 پشت برگ 22 ] چنين نوشته شده است : در گريبان خرقه نوشته بود : يا عزيز يا ستّار يا لطيف يا حليم - در ميان خرقه نوشته بود : يا صبور يا شكور يا كريم يا عليم - در دامن خرقه : يا واحد يا أحد يا صمد يا فرد . » [ به اختصار از فرهنگ البسهء مسلمانان ص 146 تا 148 تأليف ر . پ . آ . دزى ترجمهء حسينعلى هروى انتشارات دانشگاه تهران شماره 1078 تهران - 1345 ]
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 255 | سيد محمد دامادى