كه بيت اخير ، سخن « جنيد نهاوندى » معروف به « بغدادى » را فراياد مىآورد كه گفته است : « مكابدة العزلة أيسر من مداراة الخلطة » [ رسالهء قشيريه صص 52 - 50 ] و كشّاف اصطلاحات الفنون ذيل خلوت . ( شرح مثنوى شريف ج 2 / 466 ) ]
علاوه بر آن ، در همان دفتر اوّل ، در داستان « خلوت گزيدن و زير ترسايان » از قول آن ترسا مىگويد :
. . . كه مرا عيسى چنين پيغام كرد * كز همه ياران و خويشان ، باش فرد
روى ، بر ديوار كن ، تنها نشين * از وجودِ خويش هم ، خلوت گزين
[ مثنوى 1 / بيت 644 - 645 ص 40 طبع نيكلسون ]
برخى از شواهد منظوم در شعر حافظ ، كه در بردارندهء لفظ و معنى خلوت در زبان خاصّ حافظ است ، از اين قرار است :
روضهء خُلدِ برين ، خلوتِ درويشان است * مايهء محتشمى ، خدمتِ درويشان است
[ ديوان حافظ ، غزل 50 / 1 ص 116 چاپ دكتر خانلرى ]
نه من از خلوتِ تقوى بدر افتادم و بس * پدرم نيز بهشتِ أَبَد ، از دست بِهِشت
[ غزل 87 / 6 ص 772 ]
إفشاى رازِ خلوتِ ما خواست كرد شمع * شكر خدا كه سرِّ دلش در زبان گرفت
[ غزل 87 / 2 ص 190 ]
بىچراغِ جام ، در خلوت نمىيارم نشست * زان كه كُنجِ أهلِ دل ، بايد كه نورانى بُوَد
[ غزل 212 / 4 ص 440 ]