انتساب مريدان به مشايخ به سه طريق است :
1 - خرقه 2 - تلقين ذكر 3 - خدمت و صحبت و تأديب .
امّا خرقه بر دو قسم است :
1 - خرقهء ارادت كه جز از يك شيخ ، گرفتن روا نباشد .
2 - خرقهء تبرّك كه ممكن است از مشايخ بسيار براى تبرّك بگيرند . و پارهيى از بزرگان صوفيّه براى مزيد افتخار و تبرّك از دست چند پير خرقه پوشيده ، آن را « خرقهء تبرّك » نام نهادهاند « عزّ الدّين محمود » در « مصباح الهداية » گويد :
« و بعضى بر اين دو ، خرقهء ولايت زياد كردهاند و آن آنست كه چون شيخ در مريد آثار ولايت و علامت وصول به درجهء كمال مشاهده كند و او را خواهد به نيابت و خلافت خود نصب نمايد ، وى را خلعت ولايت و تشريف عنايت خود پوشاند . حافظ نيز به اين رسم خرقه گرفتن از دست پير اشاره كرده است :
چندان بمان كه خرقهء أزرق ، كند قبول * بختِ جوانت از فلكِ پيرِ ژنده پوش
در تصوّف پير را اهميتى بسزا است « 1 » :
غيرِ پير ، استاد و سرلشكر مباد * پيرِ گردون نى ، ولى پيرِ رشاد
در زمان ، گر پير را ، شد زيردست * روشنايى ديد و از ظلمت بِرَست
شرط ، تسليم است نى كارِ دراز * سود نَدْهَد در ضلالت تركتاز
من نجويم بعد از اين راهِ اثير * پير جويم پير جويم پير پير
[ مثنوى دفتر 6 داستان بىطاقت شدن برادر بزرگتر / آن بزرگين گفت اى اخوان من / در داستان قلعهء ذات الصّور ]
هامش
( 1 ) - براى اطّلاع از تفصيل اهميّت پير و مراد و مرشد در تصوّف ، خوانندگان محترم مىتوانند به مقدّمهء كتاب « شرح بر مقامات أربعين » يا « مبانى سير و سلوك عرفانى » از راقم اين سطور - از انتشارات دانشگاه طهران مراجعه كنند .