كتاب عشق قرآنست درياب * صحيفهء سر سبحانست درياب
برو گر عاشقى اين دفتر آموز * ز نور دانش آن دل بيفروز
كزين دانش نه دانشهاى ديگر * توان گشتن بكوى دوست رهبر
كزين دانش رهى از خودپرستى * بياموزى رموز عشق و مستى
كز اين جام الستى گر كنى نوش * خودى گردد ز سرمستى فراموش
بسوزى خودپرستى و خودى را * بيفروزى چراغ بيخودى را
هر آن دانش كه ناز و نخوت آرد * فزون در دل هوا و شهوت آرد
كجا درمان درد خودپرستى است * كجا آن مى ز صهباى الستى است
ميى كان عقل را هشيار سازد * دل از خواب هوس بيدار سازد
فزايد مستيش هشيارى دل * زدايد دارويش بيمارى دل
روان هشيار و دل پر نور سازد * غرور و مستى از جان دور سازد
مى شيرين پاك آسمانى است * ز قرآن جو كه تاك آسمانى است
كتاب سر لاريبى است قرآن * ظهور شاهد غيبى است قرآن
شهود غيبى و غيب شهودى است * صعود قوسى و قوس صعودى است
خوشان آنان كه شب زين دفتر عشق * همى خوانند نام دلبر عشق
خوشا آنان كه هر شب تا سحرگاه * بدين خوش نغمه از دل بركشند آه
تو هم زين داستان عشق فرمان * ( الهى ) ساز درد خويش درمان « 1 »
نقل از كتاب مجموعه اشعار الهى
هامش
( 1 ) مرحوم شاعر « ره » اين خطبهء على ( خطبهء همام ) را كه در اوصاف متقين براى همام انشاء كرده در كتاب مستقلى نيز به نام نغمهء الهى ، چاپ كردهاند