معنى « سر » و اخفى
قرآن شريف چهارده قرن قبل در مقام بيان احاطهء علمى خداوند با دو كلمهء « سرّ » و « اخفى » به اين تفاوت دقيق روانى اشاره كرده و امام صادق عليه السّلام در تفسير آن آيهء اين تفاوت را در كمال صراحت بيان فرموده است : السّرّ ما كتمته في نفسك و اخفى ما خطر ببالك ثمّ انسيته . « 1 » سرّ آن چيزى است كه به اختيار خود در ضميرت پنهان نگاه ميدارى و اخفى آن چيزى است كه زمانى در خاطرت خطور كرده و سپس آن را فراموش كردهاى . قصهء معروف بو على سينا و بيمار عشق - بو على بر بالين بيمارى آمد كه در ضمير پنهان عشق سوزانى داشت و نميتوانست به زبان بياورد . نبض او را در دست گرفت و كسى كه نامهاى محلات شهر را ميدانست يك يك آنها را به زبان آورد . چون بنام يكى از محلات رسيد نبض بيمار حركت شديدى كرد . بو على دستور داد كوچههاى اين محل را نام برند . نام يكى از كوچهها نيز نبض مريض را به سختى حركت داد . خلاصه نام خانههاى آن كوچه و نام اشخاص آن خانه را بردند تا نام دخترى را بر زبان آوردند ، نبض حركت شديدى كرد . بو على گفت اين بيمار بدخترى كه در فلان منزل است دل بسته و عاشق است . بو على سينا از راه حركات نبض بعشق پنهانى كه در ضمير مخفى مريض بود واقف شد . « 2 »