خواهان ضديتها فرمود و در اين مرحله و جهدى تمام از خود ابراز كرد و اقداماتى فوقالعاده به عمل آورد تا آخر جان شيرين را در سر اين كار داد ، و در تاريخ مشروطهء ايران صفحهء مهمى را اشغال فرمود ، و او كتب و تأليفات چندى دارد از آن جمله : كتاب « الصحيفة المهدويه » در ادعيهء حضرت حجت ( ع ) كه آن را « الصحيفة القائميه » نيز گفتهاند .
و روايت مىكند از او سيد اسماعيل شريف الاسلام ، و از او برادرزادهاش آقاى نجفى تبريزى ( 1315 ) .
و بالاخره در روز شنبه سيزدهم ماه رجب الفرد سنه 1327 هزار و سيصد و بيست و هفت - مطابق 8 اسد ماه برجى - در تهران بر سر دار جفا چشم از دار دنيا پوشيد و بجنان جاويدان خراميد ، و جسد مباركش را در قم در صحن امين السلطان در حجرهء چهارم سمت شرقى درب شمالى دفن كردند .
و چند نفر از شعرا و ادبا قصايد و اشعار عربى و فارسى در مرثيه و ماده تاريخ وى گفتند « 1 » .
هامش
( 1 ) از جمله مرثيهها يكى قطعهء بيست و دوبيتى است از مرحوم اديب پيشاورى كه در كتاب « نهيب : 319 » دو بيت ذيل را از آن قطعه آورده و گويد تمام آن در اطاق مزار شيخ شهيد موجود است :لا زال من فيض الإله وجوده * جود يفيض على ثراك همولا
خنقوك لا خنقا عليك و انما * خنقوك كيما يخنقوا التهليلاو از آن جمله : رثاء مرحوم آقا شيخ اسد اللّه حكيم قمشهاى اصفهانى ( متوفى 1334 ق ) است :بدار فانى بردار شد بلند چهار * كز اين چهار در اين دار مفتخر شد دار
نخست عيسى مريم مهين پيمبر پاك * دويم مؤيد منصور كاشف اسرار
مذاق عالميان تلختر ز حنظل شد * چه نخل دار برآورد ميثم تمار
چهارم آنكه به فضل از زمانه افزون بود * كه تافت زاتش سر دار نور او سردار-