و پوشيده نباشد كه در مجله مصراع اخير را اينطور نوشته : « زد قسم حاوى شهيد و دوست شد عبد المجيد » ، و ما علاوه بر اينكه ( قسم ) را غلط و صحيح آن را ( رقم ) دانستيم ، نيز ( شهيد و دوست ) را غلط و صحيح آن را ( شهيد دوست ) دانسته ، و بدينترتيب سال قتل را 1257 دانستيم ، و الا در جاى ديگر نه اين شعر را ديدهايم و نه احوال و نه سال قتل او را « 1 » ، و شايد اشتباه كرده باشيم ، و اينك اين غزل از او نوشته شد :
دو صد ره جانفشانى بايدم هر پاسبانى را * كه تا يكره بكام دل ببوسم آستانى را
بغوغاى رقيبان بر سر كويش منال اى دل * بيك بلبل مسلم نيست هرگز گلستانى را
خوشم با حسرت كنج قفس زين نالهء جانكاه * همىترسم به مهر آرد ز بختم باغبانى را
شب وصلست هان اى دل دمى از ناله دم در كش * كه تا از روز هجرش عرضه دارم داستانى را
مجيد از جذب آه با اثر نبود عجب زينسان * كه كردى مهربان آخر دل نامهربانى را
* ( 909 - وفات مرحوم ملا عبد اللّه زنوزى ، قدس سره ) *
زنوز چنان كه در « ريحانة الادب 2 : 133 » نوشته قصبهئى است در آذربايگان از توابع تبريز .
و مرحوم ملا عبد اللّه فرزند خان بابا ، و خود از اجلهء حكماء الهيين و يكى از برجستهترين فلاسفهء عصر خويش بوده ، و بطورىكه در « طرائق الحقائق 3 : 235 » و « فهرست كتابخانه مباركهء رضويه 4 : 259 » نوشته ، علوم نقليه را در كربلا نزد آقا سيد على صاحب « رياض » و فرزندش آقا سيد محمد ، و در ايران نزد ميرزاى قمى و سيد حجة الاسلام رشتى درس خوانده ،
هامش
( 1 ) در « فرهنگ سخنوران » پنج نفر مجيد تخلص را ذكر كرده ازاينقرار : مجيد بروجردى ، شوشترى ، شيرازى ، طالقانى ، لنجانى ، و نيز يك نفر بتخلص مجيدا و ديگرى مجيدى بيهقى ؛ لكن از اين مجيد كردستانى صاحب ترجمه اسمى نبرده ، و معلوم مىشود مؤلف فرهنگ سخنوران « مجله ارمغان » را استقصا نكرده است . م .