و نما و طلب علوم نموده ، بعد از آن بدمشق رحلت كرد و از أقران خويش امتيازى بهم رسانيد ، و شيخ عمر يافى بتقدم وى در شعر شهادت داد ، زيراكه وى در نظم قصائد و قطعات و غزليات و ساير اقسام شعر براعتى تمام پيدا كرد ، و مردمان همى بهمنشينى با او مايل و به يكديگر در ملاقات با او سبقت مىگرفتند .
تا در سنه 1246 در نزد والى حمص براى او سعايت نمودند كه او را هجو كرده ، و ازاينرو والى امر باخراج وى نمود ، و او گريخته به طرف حماه رفت و در بين راه در قريهء تلبيسه عمال والى به دو پيوستند و وى را سه روز در زندان انداختند و روز چهارم والى وفات كرد و او را رها نمودند .
و در ايامى كه ابراهيم پاشاى مصرى در ديار شام بود شيخ امين بوى پناه برد و قصائدى در مدح او بنظم آورد ، و كتب چندى نيز دارد :
اول « ديوان » بزرگ در اشعار . دويم منظومات چندى .
و آخر پس از مدت هشتاد و شش سال قمرى عمر ، در اين سال در حمص وفات كرد ، و در نزديك جامع خالدى دفن شد .
* ( 886 - تولد ميرزا حسن سامانى شيرازى ) *
وى فرزند مرحوم حكيم قاآنى است ، و شرح احوال او در ( 1285 ) كه سال وفات او است بيايد ، ليكن چون در « دانشمندان و سخنسرايان فارس 3 : 41 » تولد او را در اين سال نوشته بايد آنچه در 1285 درباره او نوشتهام و آنچه در « دانشمندان » مذكور درباره او نوشته باهم جمع و در اينجا نوشته شود « 1 » .
هامش
( 1 ) چنان كه واضح است اين يادداشت را مؤلف پس از مطالعهء « دانشمندان و سخنسرايان فارس » در اين موضع نوشتهاند ، و ما برحسب نظر ايشان شرح حال سامانى را -