در رد اخباريه . هشتم « شرح غره منظومه » كه ظاهرا غير « غرهء » بحر العلوم باشد ، بلكه « غرهء » خودش مقصود باشد كه اينك ذكر مىشود .
نهم « شرح قواعد علامه » تا آخر كتاب طهارت . دهم كتاب « العقود المنثوره » در كليات فقه . يازدهم كتاب « الغرة » در شرح « الدرة » در علم كلام بنظم كه آن را پيش از « اختصار اقبال » تأليف و در آن حواله ببرخى از مؤلفات خود نموده . دوازدهم كتاب « فصل الخطاب » در اصول فقه . سيزدهم كتاب « كشكول » . چهاردهم كتابى در « مطاعن خلفاى ثلثه » . پانزدهم كتاب « مناسك الحج » و مقدمات آن در آداب سفر . شانزدهم « منظومهء در اصول عقايد » .
هفدهم « تكمله كتاب نقد الرجال » سيد مصطفى تفريشى كه در مقدمه آن شطرى از مآخذ تأليف تكمله و ترجمه خود و مسائل رجاليه را ذكر كرده ، و مؤلفات خود را بالغ بر شصت در قرب صد جلد نوشته و احوال استاد خود سيد شبر را نيز آورده ، انجام تأليف آن شب 3 شنبه 15 ع 2 سنه 1240 ، و فرزندش شيخ جعفر « حاشيه » ئى بر اين تكمله نوشته ، هيجدهم « رسالهء در رد اخباريه » .
و او روايت مىكند از استادش سيد عبد اللّه شبر از شيخ احمد أحسائى .
و يكى از متملكات وى كتاب « تهذيب علامه » بوده ، و او در پشت آن در زير تملك خود آن را ؛ اين شعر را نوشته بود :
و يكفيك قول الناس فيما ملكته * لقد كان هذا مرة لفلان
و او كتابخانه بزرگى داشته ، و در شب پنجم ماه ذى القعدة الحرام اين سال - مطابق ( . . . ) جدى ماه برجى - در همان قريهء جوبا ( جويه ) وفات كرده و هم آنجا دفن شد ، و بر قبر وى اين اشعار نوشته كه هر مصراعى ماده تاريخ آن است ، و بجمله شش ماده باشد :
يا مرقدا بين ثراه العلاء * سقيت صوب البريا مرقد !
1256 1256
ينمى اليك الفضل فاهنأ به * تاجا ففيك الشرف الاوحد
1256 1256
فلا عداك الفيض منهله
1257
لطف و فيض اللّه لا ينفد
1256