* ( 822 - وفات ميرزا محمد ابراهيم شاعر جوهرى ) *
وى فرزند ميرزا محمد باقر هروى ، و خود از جمله شعراء اين اواخر ، و در انشا و انشاد نظم و نثر بغايت استاد و ماهر بوده ؛ بهطورىكه حقيقة چنان كه از « طوفان البكاء » او برمىآيد كم كسى را ديدهايم كه چون او تسلط در ايجاد سخن منثور و منظوم داشته باشد ، و در براعت استهلال و ساير صنايع بديعيه اظهار قدرت نمايد ، و با اين وصف ما نمىدانيم چرا او را در « مجمع الفصحا » نياورده .
و بالاخره او از اهل هرات و ساكن قزوين بوده ؛ چنان كه در « روضات الجنات : 112 » در ترجمه اسماعيل جوهرى صاحب « صحاح » فرموده ، هرچند كه آنجا نام او را اشتباها ميرزا محمد باقر نوشته و آن اشتباه است بلكه او ابراهيم بن محمد باقر بوده چنان كه خود در كتاب « طوفان البكاء » گفته ، و نيز در « تذكرة القبور : 92 » نام او را ميرزا ابراهيم نوشته ، و هم در « فهرست كتابخانه رضويه ( ع ) 5 : 126 » نامش را ملا محمد ابراهيم بن محمد باقر آورده و پس از آن فرموده . ملقب به أفصح الشعراء بوده ، و پس از مهاجرت و سياحت در اطراف رخت اقامت بقزوين افكند و با ركن الدوله فرزند فتحعلى شاه رابطه پيدا كرد و بدربار شاهنشاهى بار يافت ، انتهى .
و چنان كه خود در « طوفان البكاء » ( آتشكدهء پنجم شعلهء 15 ) فرموده در سنه 1245 در قزوين بوده كه در آن سال بهمراهى حاجى ملا عبد الوهاب قزوينى در رودبار قزوين بديدن نخل زرآباد كه هماره در شب عاشورا خون از آن مىچكد رفته ، و بعد از آن در اواخر عمر خود باصفهان رفت و تا آخر زمان حيات در آن شهر اقامت داشت ، و در