تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1437

مساهمون:

ص١٤٣٧
و لباس مشكوك بودم ، و همانا او از رياست دورى نموده و وقت خود را براى علم و عبادت تخصيص داده بود ، و همانا اگر مىخواست مرجع تقليد باشد بنيكوتر وجهى برايش فراهم بود ، و بسا بود كه براى خريد بعضى از لوازم خانه ببازار مىرفت و طلاب حضور وى را غنيمت دانسته اطراف او را مىگرفتند و مشكلات خود را مىپرسيدند و او با شنشنه هاشميه و سجيه علويه فاطميه در نهايت حسن خلق و تواضع و مهربانى بدانها پاسخ مىداد حتى اينكه بعضى از طلاب مبتدى از مسائل ابتدائيه از وى سؤال مىنمودند و وى در صحن خانه خود بر روى زمين نشسته و آنها را جواب مىداد . و بالاخره در أواخر عمر قرحه‌ئى در كف دستش پيدا شد چندانكه وى را خانه‌نشين نمود و چند ماهى امتداد داشت تا بالاخره در ماه ذى القعدة الحرام سنه هزار و سيصد و شانزده - مطابق ( حوت ماه 1277 - حمل ماه 1278 ) شمسى - وفات كرد ؛ و در يكى از حجره‌هاى صحن مقدس علوى در طرف چپ آنكه داخل شود دفن شد ، و چندين رساله از تأليفات او به خط شريفش بازماند : اول « رساله‌ئى در خلل نماز » . دويم « رساله‌ئى در دماء ثلاثه » . سيم « رساله‌ئى در شرح « اوائل رساله براعت شيخ اعظم انصارى ( اعلى اللّه مقامه ) . و سه فرزند از وى بازماند : اول سيد محمد باقر كه جوانى وضىالطلعهء نيكواخلاق و داماد مرحوم حاجى ميرزا محمد تقى شيرازى ( رحمه اللّه ) كه در ( 1256 ) بيايد بوده و در حدود سى و شش هفت‌سالگى وفات نموده . دويم سيد على اكبر كه بطهران هجرت كرده و از معاريف علماى آن شهر گرديد . سيم سيد ابو طالب كه بغايت محبوب پدر بزرگوار بوده .