آن اوقات آقا سيد على بكبر سن رسيده و درسش چندان فائدهاى نداشته ، و بعد از مدتى خود بمطالعه و مباحثه پرداخت ، و در هر مسئله بنحو احاطه سخن مىگفت ، و بهطورىكه در « قصص العلماء : 91 » دوبار بفاصلهء دوسه سطر نوشته : در مجلس درس او زياده از يك هزار نفر مى - نشستند ، و چون مجلس درس او منحصر بأصول بود و بعضى از طلاب اظهار داشتند كه علم فقه هم طلاب را لازم است ؛ لذا وى درسى هم در فقه شروع كرده ، و مسئلهء بيع فضولى را عنوان كرده و هشت ماه در آن درس گفت تا وفات كرد ، و شاگردش مرحوم شيخ انصارى در « متاجر » بعضى از تحقيقات اين استاد ماهر را ذكر كرده .
و هم در « قصص العلماء : 92 » فرموده كه يكى از شاگردان شريف العلماء به او عرض كرد كه شما چرا تأليف نمىفرمائيد و اين تحقيقاتى كه موروث از سلف نيست و أيدى خلف و متأخرين از وصول ذيل او كوتاه است و لازم است كه تأليفى فرموده تا باقى ماند ، در جواب فرمود كه كار من تربيت طلاب و تعليم متعلمين است ، و آنچه شما تلامذه تأليف مىنمائيد از من است ، و معروف است كه شيخ على در مجلس درس در مقام نقل قول مىگفت : قال شريف العلماء فى « الضوابط » ، انتهى ما فى « القصص » .
و مقصود از شيخ على اينجا ( ظاهرا ) شيخ على بن شيخ جعفر نجفى باشد ، و شايد مقصود از آوردن اين سخن در اينجا آن باشد « 1 » كه شيخ على نقل از شريف العلماء از كتاب « ضوابط » او نموده باشد ، ليكن در جايى تاكنون به نظر نرسيده كه شريف العلماء كتابى بدين نام داشته باشد ، و در « الذريعة 15 : 119 و 20 » كه كتب موسوم بضوابط را ضبط كرده بعضى مجردا و بعضى مضافا به كلمه ديگرى كتابى بدين نام از شريف العلماء ننوشته .
و در « الذريعة 5 : 242 ش 1160 » رسالهئى در « جواز امر آمر با علم وى بانتفاى شرط » به صاحب عنوان نسبت داده .
هامش
( 1 ) صاحب « قصص » اين مطلب را در تأييد سخن خود آورده ، و مقصودش اينست كه مرحوم شيخ على باعتبار اينكه صاحب كتاب « ضوابط » - يعنى آقا سيد ابراهيم قزوينى - شاگرد شريف العلماء بوده مىخواسته بگويد كه « ضوابط » را كأن خود شريف العلماء تأليف كرده باشد . م .