سيد جمال واعظ مشهور صدر مشروطه بوده ، و آقا سيد حسن طبسى نيز مرحوم سيد حسن مشكان طبسى دانشمند نامى باشد .
و اما تفسير « تحفة الخاقان » ، آنچه از نسخ مجلدات آن تاكنون آگاهى داريم تنها چند نسخه از مجلدات قصص قرآن است كه دو نسخه در اصفهان و چند نسخه در كتابخانههاى عمومى طهران موجود ، و ظاهرا ساير مجلدات آن نيز در كتابخانههاى خصوصى وجود دارد كه اگر صاحب همتى تمام اين تفسير شريف را بطبع برساند خدمت بزرگى انجام خواهد داد .
ديگر از آثار قلمى مرحوم نواب « حاشيه شوارق الالهام » است كه مقدارى از اوائل آن به نظر رسيده است .
* بموجب شرحى كه صديق عالم فاضل جليل آقاى ميرزا محمد مهدى نواب ( دامت افاضاته ) نواده مرحوم نواب نگاشتهاند ، آن مرحوم فقط يك فرزند دختر « زوجه آقا محمد على فقيه نجفى » و يك فرزند پسر بنام حاجى ميرزا محمد داشته است كه وى بدست اشرار زمان مورد اذيت و آزار قرار گرفته بسبب آن صدمات وفات مىكند ، در حدود سال 1260 ق ، و در لسان الارض تخت پولاد اصفهان - نزديك قبر معروف به شعياى پيغمبر - مدفون و سنگ مرمر بزرگى بر قبر او نصب و اين اشعار روى آن نوشته شده است :
آه و افسوس كز جفاى سپهر * از جهان اهل فضل و ايمان رفت
عالم و عارف آن خلاصه ناس * سوى دارالسلام رضوان رفت
با تن خسته و دل مجروح * شايق حق شد و ز دوران رفت
حاجى ميرزا محمد نواب * در رياض جنان شتابان رفت
حاجى ميرزا محمد مردى عالم و بزرگوار و زاهد بوده است ، خط او بسيار زيبا و كتابخانه آن مرحوم كه از پدر به او رسيده بوده از بهترين كتابخانههاى آن دوران بوده و ليكن پس از فوتش از بين رفت . آن مرحوم داراى دو پسر بوده ، يكى ميرزا محمد - باقر و ديگرى ميرزا اسماعيل . ميرزا اسماعيل بلاعقب فوت شده و در بقعه لسان الارض مدفون است .