مرحوم نواب « 1 » شرح نهج البلاغة خود را در دو مجلد تأليف نموده و در سرآغاز و خاتمه جلد اول و هم در ابتداى جلد دوم از فتحعلى شاه ياد كرده و نام خود را نيز محمد المدعو بباقر اللاهيجاني ذكر نموده ، تاريخ ختم جلد اول غره شهر رمضان المبارك 1225 و تاريخ ختم جلد دوم « عصر روز جمعه غره شهر جمادى الاولى سنه 1226 ناقصه هجرى » است . جلدين اين كتاب را طى 364 صفحه بزرگ با خط و كاغذ و تصحيح ممتاز و مقابله با نسخه اصل خط مؤلف كه در كتابخانه آقا ميرزا محمد حسن نجفى بوده بسال 1317 قمرى در طهران چاپ كردهاند ، و صفحه دوم و سوم آن مقدمهئى است بقلم جمال الدّين واعظ موسوى ملقب بصدر الواعظين و دو صفحه آخر كتاب خاتمهئى است بقلم شيخ احمد كرمانى اصفهانى طابع كتاب ، و از مطالب مقدمه و خاتمه مستفاد مىشود كه حكيم نامدار مرحوم جهانگير خان قشقائى « 2 » و همچنين مجتهد بزرگوار مرحوم ميرزا محمد حسن نجفى « نواده شارح » در امر طبع اين كتاب اصرار داشتهاند و لذا شيخ احمد كرمانى با معاضدت آقا جلال الدّين خوانسارى اهتمام در امر استنساخ و طبع كتاب نموده و « تصحيح آن را از روى نسخهاى كه به خط مرحوم مصنف بود به عهده جناب مستطاب عمدة العلماء العظام سيد الفضلاء الكرام آقاى آسيد محمد حسن طبسى . . . گذارده » و سپس آقا شيخ احمد شيرازى كتاب را در طهران چاپ كرده است ، و ظاهرا مقصود از جمال الدّين واعظ موسوى همان آقا
هامش
( 1 ) نواب از جمله القاب اشرافى است كه در زمان زنديه بسيار رايج بوده و لكن اين عالم جليل اختصاصا بدان شهرت يافته است ، و در بعضى از مواضع معتبر قريب به زمان وى او را به نواب السالكين وصف كردهاند . م .
( 2 ) مخفى نماند كه در كتب و فهارس معاصرين ، مرحوم جهانگير خان حكيم را از جمله شارحان « نهج البلاغة » نوشتهاند ، اين جانب گمان مىكنم كه اين مطلب اشتباه است و از آنجا ناشى شده كه در سرآغاز شرح نهج البلاغهء مرحوم نواب نام جهانگير خان را با خط جلى نوشتهاند كه البتّه بپاس احترام آن مرحوم بوده است ، و همين امر بيننده را باشتباه انداخته و در اثر عدم دقت در مطلب آن سرآغاز ؛ تصور كرده است كه نويسنده اين كتاب خان مرحوم مىباشد ، و اللّه العالم . م .