تحقيق در نسب سادات معروف به ميردامادى حضرت امام جعفر صادق 5 عليه السلام در جلد اول ( در مقدمه ) گذشت ، و شرح احوال فرزندش محمد الديباج ( ع ) در چندين كتاب به نظر رسيده كه جامعتر از همه كتاب « منهج المقال » ميرزاى استرآبادى ( ص 289 چاپ طهران در 1306 ) و « مطلع الشمس 1 : 51 » است ، و اينك خلاصهئى از آنها و بعضى از مواضع ديگر را در اينجا جمع نموده و چنين گوئيم كه :
آن جناب با حضرت كاظم ( ع ) از يك مادر ، يعنى حميدهء ام ولد بربريه ؛ و از امامزادگان بزرگوار و علماء طالبين و أعيان و زهاد آنها و مردى شجاع بوده و در طريقه بمذهب زيديه مىرفته ، و يك روز روزه مىگرفته و يك روز افطار مىكرده ، و خديجه زوجه او مىفرموده كه يك روز نبود كه لباسى بپوشد و از خانه بيرون رود و با آن برگردد بلكه آن را به فقرا مىداد و مىآمد ، و روزى يك چپش براى مهمانان خود مىكشت ، و بواسطهء حسن صورت ملقب بديباج شده چنان كه در بسيارى از كتب نوشته ، و در « منهج المقال » و « نخبة المقال :
87 » ديباجه نوشتهاند ، چنان كه در « نخبه » در اين يك مصراع كه دربارهء او فرموده اشاره بلقب و طريقهء او نموده : ( ديباجة ابن صادق ق زيدى ) ، بلكه در « منهج » فرمايد : وى از پدر بزرگوار خود بديباجه ملقب بود ، انتهى ؛ چنان كه هم او را مأمون مىگفتند ، و وى از روات پدر بزرگوار خويش محسوب ، و نسخهاى از آن جناب روايت كرده كه آن را نجاشى از قاضى ابو الحسين محمد بن عثمان بن حسن نصيبى از جعفر بن محمد بن على بن حسين ابن ابراهيم از ابو حاتم رازى از احمد بن وليد بن برداز روايت نموده . و در « رجال شيخ » او را به مدنى توصيف كرده و كلمهء ( اسند عنه ) معروف را دربارهء او نوشته ، و در « رساله » ئى كه آقا جعفر ميردامادى ( 1303 ) در احوال او نوشته ( در ص 11 ) فرمايد : از وى كثيرى نقل حديث مىنمايند از قبيل محمد بن ابى عمير و موسى بن سلمه و اسحاق بن موسى الانصارى
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1188
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٨٨