تبريز » و كتاب « اللسان در اسماء اعضاء انسان » است .
* ( 627 - وفات حاجى ميرزا يوسف آقا 32 مجتهد تبريزى ) *
وى فرزند حاجى ميرزا عبد الفتاح 31 ( 1213 ص 483 ) و خود از اعاظم علماء آذربايجان و فقهاء والاشان و اهل فضل و ادب بوده ، و بهطورىكه در « شجرهنامه سادات وهابى ها : 21 » نوشته با ملاحظه بعضى از مواضع ديگر ؛ در سنه هزار و صد و شصت و هفت - مطابق ( 1132 - 1133 ) شمسى - متولد شده ، و در نزد آقا محمد باقر بهبهانى درس خوانده ، و از جمعى از شاگردانش اجازت گرفته .
و مرحوم آقا ميرزا محمد باقر چهارسوئى در « رساله » ئى كه در احوال آباء و اجداد خود نوشته ( در ص 21 ) از اساتيد او ميرزا محمد مهدى شهرستانى و ميرزا ابو القاسم مدرس را نيز ذكر كرده . و بههرحال وى چندان در علم و عمل كوشش نموده تا در تبريز از معاريف و أعيان گرديده و ميان علم و عمل جمع نموده و متصدى محاكمات و مرافعات شرعيه شده ، و بااينهمه شخصى مرتاض و متقى و متهجد و مستجابالدعوه و پرهيزكار بوده ، و بدين جهت از زمان وى تا سالهاى متمادى بعد از آن خاندان او مورد توجه عامه و محل نذورات بودهاند ، و هم او كتابهائى تأليف نموده :
اول « رسالهئى در اصول و فروع » . دويم كتاب « الجهاديه » . سيم كتاب « الخراجية » .
چهارم كتاب « زهر الحساب » در نسب بين اعداد و تعيين مقدارى از موازين شرعيه همچون صاع و كر و غيره . پنجم كتاب « مسود الخدود » در بيان حدود . ششم كتاب « مصباح » در اصول دين .
در « الذريعة 1 ش 696 » نوشته كه آقا محمد باقر بهبهانى اجازه مختصرى براى صاحب عنوان نوشته كه به خط خود مجيز در پشت كتاب « مدارك » تحرير يافته و تاريخ آن روز جمعه 5 شعبان سنه 1172 است . و بلافاصله در شماره ( 697 ) باز نوشته كه آقا محمد باقر مذكور