دويم « رسالهئى در احراز و ادعيه و عوذ » .
سيم « رسالهئى در شرح كلمهء معروفه من ملك شيئا ملك الاقرار به ، و ميرزاى قمى حاشيهئى بر اين رساله نوشته .
چهارم كتاب « كشف القناع عن وجوه حجية الاجماع » كه در آن حجيت اجماع منقول از خبر واحد را كه سالها معمول به فقها و اصوليين بود رد كرده . در « الكرام » فرمايد : وى نخستين كسى است كه در اين مبحث مناقشه نموده و اين رساله را در آن باب تأليف فرموده .
پنجم كتاب « اللؤلؤ المسجور » در معنى لفظ طهور ، چنان كه در « الذريعة 18 : 384 ش 555 » فرموده ، و آنجا نوشته كه آن رساله نيكوئى است كه در 24 ذىالقعده 1216 از آن فارغ شده ، و عمده نظر وى در آن رد بر حنفيه است كه آنها بقول ابو حنفيه مىگويند مراد از طهور كه در آيهء شريفهء سوره فرقان و غيره واقع شده فقط مبالغه است و دلالت بر مطهريت نمىكند ، و در ( ج 3 ص 46 ) آن را بعنوان « البحر المسجور فى لفظ الطهور » ذكر كرده ، و بعد از آن فرمايد كه گاهى آن را « لامعة السطور » مىگويند ، و صحيح « اللؤلؤ المسطور » است .
ششم و هفتم دو « رساله در تكليف كفار بفروع » .
هشتم « تعليقه بر الروضة البهيّة » ( يعنى شرح لمعه ) .
نهم « حاشيه بر بغية الطالب » مذكور كه گفتيم آن را ترجمه هم نموده .
دهم « جوابات » مسائلى كه از وى سؤال شده .
يازدهم « رسالهئى در تراجم جمعى از مشاهير علما » ، و ظاهرا آن غير از تراجمى است كه در اول « مقابس » نوشته .
دوازدهم « رسالهئى در دفع اعتراض بر عمل بأخبار مأثورهء مخالف كتاب و سنت » ، چه آن مستلزم يكى از باطلين است : يا نسخ بعد از نبى ( ص ) يا تخصص بعد از حضور وقت عمل .
سيزدهم « رسالهئى در ظن طريقى » مصدر بپنج مقدمه .
چهاردهم « رسالهئى در تحقيق أحكام ظاهريه و واقعيه » .
پانزدهم كتاب « مقابس الانوار ؛ و نفائس الاسرار » در أحكام نبى مختار و عترت اطهار ، كه از مصادر معول عليها در اين فن است ، و در اول آن ترجمه چندين نفر از مشاهير علما را از زمان كلينى تا زمان خود آورده ، و آن را « مقابيس » هم مىگويند . مقابس جمع مقبس
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 979
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٩٧٩