علماء آنجا درس خواند ، آنگاه بنجف رفت و مدتى در نزد شيخ انصارى و برخى ديگر تحصيل كرد تا بدرجهء اجتهاد فائز گرديد ، پس بكربلا رفته و آنجا اقامت گزيد ، و در مسجد نزديكى حرم حضرت ابو الفضل ( ع ) بامامت اشتغال ورزيد ، سپس به مكه رفت و پس از برگشتن كه در سنه 1300 بود چون به منزل چاه درويش على كه يك منزلى مدينه است رسيد شب از خيمه براى قضاى حاجت بيرون آمد كه ناگهان يكى از اعراب ضربتى بوى زد كه در اثر آن همان وقت پس از مدت هشتاد و پنج سال قمرى عمر بدار بقا خراميد پس جسد او را بمدينه حمل نمودند و در جوار ائمه بقيع عليهم السلام دفن كردند .
و او تأليفاتى در علوم دينيه داشته كه در وقتى كه در واقعه حمزه بيك خانه فرزندش حاجى سيد كاظم را آتش زدند آنها همه تلف شد . و فرزندش حاجى سيد كاظم مرقوم در ( 1345 ) بيايد . و فرزند ديگرش سيد ابراهيم از علماء و شاگرد ميرزاى شيرازى بوده و در حدود هزار و سيصد و اندى وفات نموده .
* ( 218 - تولد سيد حسين مظفرى كاشانى ) *
وى فرزند مرحوم سيد رضى الدّين محمد بن سيد حسن از نژاد امير مظفر بن محمد حسينى معروف بحكيم شفائى اصفهانى است .
مرحوم حكيم شفائى از معاريف و أعيان رجال دوران ، و أجله اطباء زمان خود بوده ، و كتب چندى در طب تأليف نموده ، از آن جمله كتاب « قرابادين » معروف و أصلا از كاشان ، و در اصفهان سكونت داشته و در سنه 963 هم در آنجا وفات كرده ، چنان كه در « سالنامه پارس 1329 ص 30 » فرموده .
نوادهاش سيد شرف الدّين حسن هم از اطباء و شعراء و حكماء و نيز معروف بحكيم شفائى بوده و تاليفاتى دارد ، از آن جمله كتاب « نمكدان حقيقت » چنان كه در « مجمع الفصحا 2 : 22 » فرموده ، و در سنه 1037 وفات نموده ، و چون وى معدن لاجوردى در يكى از كوههاى يكفرسنگى قريه قمصر كاشان استخراج كرده و پس از وى آن معدن بأعقاب او رسيده ازآنرو آنها را لاجوردى مىگويند .
و نوادهاش سيد رضى الدّين محمد از علماء عصر مرحوم حاجى ملا احمد نراقى بوده .
فرزندش سيد حسين صاحب عنوان از جمله علماء بوده و شرح احوالش در « لباب الالقاب : 78 » و « الذريعة 1 : 374 شماره 1948 » نوشته و از آنها چنين برآيد كه وى