تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
شده و در نزد پدر خود و همچنين در مدرسه « شقرا » در نزد سيد ابو الحسن عاملى كه در ( ج 1 سال 1194 عنوان 12 ص 26 ) گذشت درس خواند ، تا در ادبيات و شعر مهارتى كامل حاصل كرد ، و چندى هم در اصفهان به تحصيل پرداخت و در سنه 1192 به مكه رفت و در سنه 1195 كه فتنهء احمد جزار در آن ولايت روى داد و وى دست بقتل عام برگشاد شيخ ابراهيم مانند باقى مردم آن حدود كه هريك به طرفى فرار كردند ( همچون سيد محمد - امين و برخى از آل حر ببعلبك ؛ و برخى بعكار ، و برخى بعراق ، و برخى بهند ، و برخى بدمشق ) . در ماه رمضان المبارك آن سال ببعلبك رفت ، و در اين مسافرت مشقتى فراوان ديد و در حدود بيست روز آنجا ماند ، و پس از آن همى بدمشق و بعلبك رفت و آمد نمود و سپس بعراق عرب رفت ، و آنجا در خدمت سيد بحر العلوم و شيخ جعفر نجفى درس خواند و بعد از چندى بمشهد مقدس مشرف شد ، و باز بولايت شام آمده و بدمشق رفت و آنجا را وطن دائمى خود قرار داد و همواره از آنجا ببعلبك مىآمد و برمىگشت . وى را ارجوزه‌ئى است در توحيد ، و ارجوزه‌ئى در كلام بنام « الدرة المضيئة » بأصول دينيه ، چنان‌كه در « الذريعة 8 : 107 » فرموده ، و ديوانى در اشعار كه آن را مرحوم آقا سيد محسن مؤلف أعيان جمع كرده و فرمايد قريب بهفت هزار و پانصد بيت است ، و شطر مهمى از آن را در جلد ششم نقل كرده ، و اينك ما اين چند بيت را از آن در مدح حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله اينجا مىآوريم :
عج بالحمى يا رعاك اللّه من أضم * و اقرا السلام على سلمى بذى سلم يا حبذا نسمة من حاجر وردت * تروى حديث الهوى عن جيرة العلم و لا كليلتنا بالأبرقين و قد * تألق البرق يحكى ثغر مبتسم فقمت للبرق مرتاعا أقول له * يا برق حيهم و انزل بحيهم و ان حددت عشار المزن مثقلة * فاحبس ركابك بين البان و العنم و لا أخا لك تختار الرحيل اذا * ألقيت رحلك بين الضال و السلم فكم هنالك من بيضاء ناعمة * تستوقف العين بين الخمص و الهضم
شيخ ابراهيم پس از مدت شصت سال قمرى عمر در اين سال در دمشق وفات كرد و در قبرستان باب الصغير به طرف شرقى قبر منسوب به حضرت سيده سكينه خاتون دفن شد ، و بر قبر او بناء و سنگ‌لوحى بوده كه پس از آن از بين رفته و خراب شده ، و تاريخ