سازشى نموده و سالها بتاخت و تاراج آن ولايت مشغول بود تا آخر نظام حيدرآباد بوسيله مير عالم بهادر با انگليسيها ساخت و ساز نمود و بر ضد تيپو قيام كردند و بدين سبب أبواب تعدى مرهته مسدود شد ، و تيپوسلطان بغرور و پندارى كه داشت و او را با انگليسيه عداوتى قلبى بود از مشاهده اين حال بىقرار گشت با جماعت فرانسه رفت و آمد سفر را آغاز نهاد و آنها را بتسخير ممالك هندوستان ترغيب نمود تا ميان طرفين جنگ درگير شد و دوسه بار با انگليسيان مصاف داده و مغلوب شد ، تا در اين سال چنانكه در ( ص 164 ) نوشته باز بشكستن عهد و پيمان شروع نمود و مكتوبى كه مير عالم بوى نوشته و در ( ص 165 ) فرمايد بهر بىشعورى بنويسند متنبه مىشود او از آن متأثر نشد ، و ازاينرو انگليسيه بر او تاختوتاز نمودند و وى مجال اقامت به خود نديده و محصور گرديد و افواج آنها قلعه او را محاصره نمودند و فوجى از تفنگچيان آتشبار بر بروج برآمده در اصل قلعه و شهر جنگ در پيوست ، و تيپوسلطان خود مردانهوار بدرياى آتش غوطهور گرديده روى نگردانيد تا به حكم قضا ، گولى بمقتل او رسيده در غلطيد و سر به پاى لجاج نهاد .
لشگريان دست بغارت برده و بقية السيف را امان دادند ، و سردار انگليسيه اولاد او را امان داد و آنها را با متعلقان و منسوبان بيكى از قلاع فرچيناپتن محبوس داشتند ، و بصلاح وقت كه رعايا سر شورش نيارند يكى از اولاد راجهاى سابق را كه بقيد تيپوسلطان بودند از محبس برآورده بمسند فرمانفرمائى كه زياده از اسمى بر او نيست نشانيدند و از خود جمعى بنگاه داشتن آن مملكت معين نمودند .
تمام شد آنچه از « تحفة العالم » تلخيص گرديد ، و در « منتظم ناصرى ، ج 3 » در وقايع سال 1214 گويد : در اين سال تيپو صاحب بواسطه نرسيدن امداد فرانسه مغلوب انگليس و بعد از هفده سال سلطنت كشته شد و مملكت ميسور هند را انگليس تصرف كرد ، انتهى .
و در رساله احوال سيد عبد الحى حسنى كه در ( 1286 ) بيايد در ( صفحه ص ) ارتحال او را در اين سال نوشته و به نظر ما اصح آمد .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 473
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٤٧٣