تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
چنان‌كه بيايد . و خود هم حواشى بر آن شروح نوشته چنان‌كه گذشت ، و معمول در تدوين و طبع اين‌گونه كتب آن جناب چنين شده كه هريك از متن و شرح و حاشيه را همه باهم مىنويسند ، يعنى متن را در بالاى صفحه به تنهائى و شرح را با متن اصلى ممزوجا در اصل صفحه و بواسطه خطى بر روى عبارات متن آنها را از هم مميز مىنمايند مانند « الفيه ابن مالك » و شرح سيوطى بر آن و غيره ، و حاشيه‌ها را در هوامش آن مىنويسند ، و غالبا هريك از اين متنها را با شرح و حاشيه آنها يك كتاب معدود مىدارند ، ليكن ما نظر به اهميتى كه هريك در مورد خود دارد هريك از آنها را جدا در تحت عددى درآورديم . بيست و نهم ارجوزه « غرر الفرائد » مذكور ، در حكمت الهى ، آغاز و انجام نظم آن سنه 1240 و ابتداء آن اين است :
يا واهب العقل لك المحامد * الى جنابك انتهى المقاصد يا من هو اختفى لفرط نوره * الظاهر الباطن فى ظهوره
و آن را پس از مراجعت از سفر اصفهان و جمع شدن شاگردان در نزدش براى درس حكمت ، جهت مقدمه و مهيا شدن آنها براى علم حكمت بنظم آورده . سىام كتابى در جمع اشعار متفرقه . سى و يكم كتابى در حكمت ، پانزده هزار بيت چنان‌كه در « دانشوران خراسان : 226 » فرموده . سى و دويم ارجوزه « اللآلى المنتظمه » مذكور ، در منطق كه مشتمل بر سيصد بيت و اول آن اين است :
نحمد من علمنا البيانا * و قارن الكتاب و الميزانا
سى و سيم كتاب « محاكمات در رد بر شيخيه » كه در آن ردودى را كه شيخ احمد احسائى در « شرح رساله علميه » ملا محسن فيض بر او نوشته رد نموده و ما بين آنها محاكمه فرموده . سى و چهارم منظومه « مقياس » در مسائل فقه . سى و پنجم « ارجوزه نبراس » در أسرار عبادات كه گفتيم خودش هم شرحى بنام « اسرار الاساس » بر آن نوشته و در « رياض العارفين » نام آن را « نبراس محفل التفقية ( التفقه . ظ ) » آورده و گويد از طهارت تا انتهاى حج است . سى و ششم كتاب « هادى المضلين » .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 460 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )