به آقاى مطلق بوده ، و بعد آقاى بهبهانى ، يا اينكه چنانكه نوادهاش ميرزا محمد حسين در رساله احوال پدرش آقا محمد على نجفى ( در ص 7 ) نسخه خطى نوشته ؛ او آقاى مطلق ، و آقاى بهبهانى را مقيد به بهبهانى نمودهاند .
آقا محمد باقر در عشر 1150 چنانكه در « مستدرك 3 : 386 » فرموده از اصفهان بعراق عرب رفته و در نجف أشرف ساكن ، و در سنه 1185 خانهاى در آنجا برايش فراهم شده ، و خود در مادهء تاريخ آن ؛ اين دو بيت را ( چنانكه در « مغتنم الدرر 3 : 387 نسخهء خطى » نوشته ) فرموده :
سئلت امامى مسكنا فى جواره * فأنجز سؤلى بالبدار بذى الدار
فقلت لنفسى أرخيها ، فأرخت : * جوار على جنة لى من النار
و او از دو نفر از رجال بزرگ و مشايخ مهم كه در أواسط مائه دوازدهم ؛ يعنى دورهء فترت علم ، از أجلاء و معاريف فقهاء عراقين و رؤساء شيعه بودهاند ، روايت نموده .
اول : مرحوم ميرزا ابراهيم قاضى ابن غياث الدّين محمد خوزانى سه دهى اصفهانى ؛ كه نخست قاضى اصفهان بوده و بعد از آن قاضى عسكر نادر شاه شده . دويم : مرحوم حاجى شيخ محمد بن محمد زمان بن حسين بن محمد رضا بن حسام الدّين كاشى كه تأليفاتى دارد ، و اين دو نفر باهم از چندين نفر از علماء آن عصر كه از علامهء مجلسى بلاواسطه ؛ اجازت روايت داشتهاند ( از آن جمله مير محمد حسين خاتونآبادى كه در 1207 بيايد ) ؛ روايت نمودهاند . و هم چندين نفر از علماء بزرگوار و فقهاء نامدار نزد صاحب عنوان درس خوانده و يا از او روايت كردهاند بدين شرح :
اول : مرحوم ميرزا أبو القاسم قمى . دويم : شيخ جعفر نجفى . سيم : ملا محمد رضاء تبريزى كه در 1208 بيايد . چهارم : سيد محمد شفيع شوشترى . پنجم : آقا سيد محمد مهدى بحر العلوم ( عليهم الرحمة ) . و از اينها ؛ ميرزا و بحر العلوم ، هم در نزد او درس خوانده و هم اجازت روايت از وى دارند ، و باقى فقط در نزدش درس خواندهاند .
بالاخره ، وى در اين سال ؛ چنانكه در « الذريعة 1 : 148 » نوشته وفات كرد ، و در نجف در ايوان علماء دفن شد ، و اينك قبر او در آنجا معروف است .