تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
فرمود ، و بعد از مدتى رخت بعتبات عاليات بربست ، و در حاير حسينى ( على مشرفه السلام ) نشست ، و آنجا چندى بمجلس درس مرحوم شيخ يوسف بحرينى ( أعلى اللّه مقامه ) رفت . آنگاه براى سختى امر معيشت بخاطرش گذشت كه از آن زمين مقدس بيرون رود . چون شب شد ؛ حضرت سيد الشهداء عليه السلام را بخواب ديد كه فرمود : من راضى نيستم كه از جوار من بيرون روى ! پس وى عزم بر توطن دائمى در آن مكان شريف نمود و تا آخر عمر در آنجا بود . و هم او مدتى ، بنص « روضات : 332 » در نزد مرحوم آقا سيد صدر الدّين قمى شارح « وافيه » درس خواند چندان‌كه از كبار تلامذه او بشمار آمد . و در آن اوقات كه اواسط مائه دوازدهم هجرت مىبود ، جماعت أخباريين در تمام عراق عرب و خصوصا مشهدين شريفين علو و علوى تمام داشتند ، و بسى از تعصبات بارده را مرتكب مىشدند ، مانند اينكه بعضى از ايشان هرگاه مىخواستند كتابى از علماء اصوليين بردارند آن را با دستمال برمىداشتند ! و مرحوم آقا محمد باقر از خلوص نيت و حسن كفايت ؛ آنها را هدايت نمود چندان‌كه كسى از آن جماعت در عراق نمانده ، و سرزمين عتبات از وجود آنها خالى گرديد ، و او نخست از شيوع و سلطهء آن طايفه ؛ براى تقيه در زيرزمين ( سرداب ) علم اصول را درس مىگفت ، تا بتدريج آن را ترويج نمود ، و خلاصه مطالب متقدمين را با أفكار ابكار خود ممزوج نموده ، و اصول فقه جديدى تأسيس كرد كه از زمان وى تاكنون مأخذ استنباط أحكام شرعيه مىباشد ؛ با تصرفاتى كه ديگران : مانند شيخ انصارى و آخوند خراسانى و غيره در آن نمودند ، و بدين جهت وى را مؤسس بهبهانى و ساير كلماتى كه در صدر عنوان نوشتيم مىگويند . در « روضات : 125 » فرمايد : وقتى از او پرسيدند كه بچه چيز بدين مرتبه و مقام رسيدى ؟ فرمود : من چيزى در خود ندانم الا اينكه هيچ‌وقت خود را چيزى ندانستم ، و در تعظيم اهل علم و احترام آنها كوتاهى نكردم ، و هماره تحصيل علم نموده و آن را بر هر كارى مقدم داشتم انتهى . و اين سه صفت ، همه از صفات فاضله و اخلاق كاملهء اولياء دل‌آگاه ، و دستور سلوك سالكين الى اللّه است ، كه مرحوم صفيعلى شاه در ديوان خود دربارهء اول فرمايد .