تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
فرمايد : اين حديث از طرق شيعه به نظر اين خادم شريعه نرسيده انتهى . ليكن ايشان هم آن را بقبول تلقى نموده و هريك از شيعه و سنى يك نفر را در سر هر صدى بعنوان مجدد تعيين كرده ، بلكه أهل سنت در سر بعضى از مآت از هريك از مذاهب اربعه و محدثين و قراء و وعاظ و غيره جدا جدا يك نفر را تعيين نموده‌اند . و گروه شيعه نيز در سر هر مائه كسى را بعنوان مجدد نام برده ، و از آن جمله در سر مائه دوازدهم مرحوم آقا محمد باقر صاحب اين عنوان را تعيين كرده‌اند ، و مقصود از سر هر مائه ؛ تمام شدن ، يعنى سرآمدن آن مائه مىباشد ، چنان‌كه صاحب عنوان را در سر تمام شدن مائه دوازدهم در عداد مروجين مآت شمرده‌اند ، و بايد آن مجدد در سر آن مائه زنده و بلكه وفاتش بعد از دخول در مائه بعدى بوده و چيزى از آن را درك نموده باشد . بالجمله ؛ شرح احوال مرحوم آقا محمد باقر در كتب چندى بطور تفصيل يا اجمال در عنوانى مستقل يا مواضع متفرقه نوشته شده ؛ مانند ؛ منتهى المقال . حرف م » و « روضات الجنات : 124 » و « قصص العلماء : 157 » و « مستدرك الوسائل 3 : 384 » و « الكرام - البررة : 171 » و غير اين‌ها ؛ كه ببعضى در ضمن نوشتن شرح احوال و نقل اقوال اشارت خواهد شد . و از آنها همه چنين برآيد كه : وى در سنه هزار و صد و هيجده يا هفده ، بترديدى كه در « منتهى المقال » نوشته ؛ مطابق سال ( 1084 يا 1085 ) شمسى در اصفهان متولد شده ، و در « مستدرك » احتمال سال 1116 را نيز داده . و بناء بر قول 1118 ماده تاريخ آن ، چنان‌كه در « روضات : 29 و 124 » فرموده اين كلمه مباركهء : ناقة الله لكم آية مىشود كه جزئى است از آيهء شريفه 71 سورهء مباركه أعراف . به‌هرحال ؛ آن جناب چندى در اصفهان در نزد پدر خود ؛ چنان‌كه در « قصص » فرموده درس خواند و بعد از آن هجرت ببهبهان نمود ، و ظاهرا علت آن بلكه وقتش نيز ظهور فتنه أفغان در اصفهان بوده كه آتشى در آن شهر مشتعل شد كه بسيارى ترك وطن نموده و بأطراف بلاد دور يا نزديك مهاجرت نمودند ، و چندى در آنجا ماند ، و در اثر آن بدان شهر منسوب و ببهبهانى معروف گرديد ، و در مدت اقامت در آنجا بدرس گفتن مشغول بود ، و بناء بمرقومات « مرآة البلدان 1 : 308 » دختر خواجه عزيز كدخداى آنجا را تزويج
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 223 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )