تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
با اصحاب خود نشسته . ميرزا بنزد آنها آمد ، و پس از طى تعارفات ، پرسيد : شما در اين ايام بچه كار مشغوليد ؟ سيد گفت : مسائلى از تفسير و غيره سؤال شده بود ، جواب مىنوشتم ميرزا پرسيد : تفسير از كدام آيه ، و شما چه نوشتيد ؟ گفت از آيه :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا .
و من نوشتم : تأويل آيه خلفاء ثلاثه‌اند ، زيراكه اول هر حكمى مىكرد ، مىگفت : سمعت عن رسول اللّه ، و ثانى مىگفت رأيت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله يفعل كذا ، و ثالث مىگفت : أقول هكذا ، أو : عندى كذا ، و ازاين‌رو آنها را تعبير بسمع و بصر و فؤاد كردند . ميرزا گفت : اين تفسيرها برأى تو است ! و هر آيه‌اى را أمثال اين تأويلات بحسب عقل ظنى توان نمود ، لكن در تأويل محتاج بنص صحيح است . سيد گفت : اگر از مشايخ شما بپرسند چه خواهند گفت ؟ ميرزا گفت : من با شما مكالمه مىكنم ، چه ربطى بمشايخ ما دارد ؟ ! و مشايخ ما آنجا كه هستند شتر ناف بر زمين مىگذارد ! آنگاه صاحب « قصص » خود فرموده كه : حديث برطبق تأويل وارد شده انتهى . و در « طرائق الحقائق 3 : 152 » فرمايد كه : بعد از وفات شيخ و سيد ؛ پيروان آنها به دو فرقه شدند و هر دو طرف نقيض يكديگر ، يكى ركنيه ، و ديگرى بابيه . اما مرحوم ميرزا حسن گوهر كه از خواص مرحوم سيد بود ؛ انكار هر دو فرقه را مىنمود ، و مرحوم آقا ميرزا ابراهيم شيرازى كه مريد جناب گوهر بود مىفرمود كه : عقيدهء ميرزاى گوهر اين است كه اين‌ها أبدا بمرحوم شيخ و سيد انتساب ندارند و محض دكان ؛ خود را به آن دو بسته‌اند . تمام شد كلام « طرائق » . اينك تأليفات صاحب عنوان : در « روضات الجنات : 27 » پس از ذكر چندين رساله و كتاب از او ، فرمايد : الى غير ذلك از رسائل در اجوبهء مسائل و غيره كه نزديك به صد و پنجاه رساله منفرده مىشود ؛ چنان‌كه خود فهرست آنها را در « دليل المتحيرين » نوشته انتهى . و ما بعضى از آنها را اينجا مىآوريم : اول : كتاب « أسرار الحج » كه در « الذريعة 2 : 43 » فرموده : آن را براى آقا محمد - باقر يزدى تأليف كرده ، و در اين جلد « الذريعة » كتبى را كه بدين نام تأليف شده در ( ص 43 و 44 ) ذكر كرده ؛ و در ( ج 5 ص 181 ) دوباره آن را بعنوان « جواب سؤال آقا -