تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بود انتهى . حاجى سيد كاظم بعد از وفات شيخ در عتبات عاليات در أمكنه متفرقه يعنى بهرچند وقتى در جايى سكونت نمود ، و در هريك مجلس درسى داشت ، چنان‌كه در « الذريعة 8 : 136 » نوشته ، و آخر در كربلاء توطن و آنجا نيز مجلس درسى براى خود فراهم كرد و بسيارى از وجوه علماء كه بعضى هم از منكرين طريقه شيخيه بودند بدان مجلس حاضر مىشدند ، و او هماره كلمات شيخ را در مجلس درس بيان ، و آنها را تشييد و ترويج مىنمود ، و كلمات مخالفين و منكرين را دفع مىفرمود ، و سدى سديد در برابر حمله علماء بتبعه و مريدان او بود ، و در آن روزگار استيلاء علماء ؛ شخصيت خيلى مهمى مىخواست كه بدين‌طور علنا مخالفت با آنها بنمايد ، و ازاين‌رو وى در ميان اين فرقه مقامى مهم بهم رسانيده ، و او همواره در كربلاء نماز جماعت را در پشت سر مقدس بجا مىآورد ، و ازاين‌رو اين طايفه علاوه بر كلمه شيخيه به پشت‌سرى نيز معروف شدند ، و مخالفين ايشان به بالا سرى . در « قصص العلماء : 46 » دربارهء او نوشته كه طريقه وى و شيخ ؛ حرمت عمل به ظن بوده ، و هم آنجا گويد : وقتى ميرزا حسن فرزند ملا على نورى بكربلاء رفت ، و حاجى سيد كاظم شبى وى را مهمان كرد ، و در ضمن سخن از عبارت ملا صدرا : ( بسيط الحقيقة كل الاشياء ) بميان آمد ، و سيد آن را بطريقه شيخ لفظا و معنى فاسد نمود . ميرزا حسن گفت : اين معنى مراد ملا صدرا نبوده و من مراد او را مىگويم ؛ آن‌وقت اگر شما ايرادى داريد بفرمائيد ، و معنائى براى آن عبارت بيان كرد ، و گفت : ايرادى داريد ؟ سيد گفت بناء بر اين معنى ايرادى وارد نيست انتهى . و در ( ص 47 ) فرمايد : ايامى كه من در كربلاء بودم ، اهل هند استفتائى خدمت آقا سيد ابراهيم صاحب « ضوابط » فرستادند بدين مضمون ، كه : آيا جماعت شيخيه و شيخ احمد كافراند يا نه ؟ و سبب تكفير ايشان چيست ، و عقايد آنها چه ، و تكليف ما با آنها چگونه است ، و احكام اسلام برايشان جارى است يا نه ؟ و او خيلى تقيه مىكرد ، و در مجلس درس و غيره هرگز سخنى در تكفير و مذمت كسى از او شنيده نشده . پس در بالاى آن نوشت : قال الله تعالى :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
و قال امير المؤمنين عليه السلام لكميل : أخوك دينك فاحتفظ لدينك . و قال الصادق عليه السلام