ميرزا محمد داود 31 مرحوم ميرزا ابو القاسم 32 است كه در سنه 1136 در فتنه افاغنه مقتول شد . و فرزند او ميرزا سيد احمد 33 است كه در همين سال 1136 فرمانى مجعول بنام و مهر شاهطهماسب درست كرد ؛ و آن را بشيراز آورد ، و ادعاى فرمانروائى نمود ، و پس از زدوخوردها در ربيع الاول 1140 جلوس نمود و به سيد أحمد شاه معروف شد ، و طولى نكشيد كه اسير سپاه اشرف افغان شده و او را باصفهان بردند و آنجا رهسپر سفر آخرت شد .
بههرحال ؛ مرحوم ميرزا سيد محمد ، از اجلهء سادات و عظماء رجال زمان خود بوده و شرح احوالش در كتاب « مجمع التواريخ » تأليف نوادهاش خليل ميرزاى 34 صفوى ( از ص 90 تا آخر كتاب ) بتفصيل ، و هم در مقدمهئى كه آقاى ميرزا عباس اقبال بر آن كتاب نوشته باجمال ذكر شده ، و از آنها و برخى از مواضع ديگر چنين برآيد كه : وى در سنه هزار و صد و بيست و هشت مطابق سنه 1094 شمسى در اصفهان از بطن مخدرهء مرقومه متولد شده ، و در ايام صبى كه مقارن سلطنت دائى خود شاه سلطان حسين بوده ؛ بملاحظه اينكه پدرش داود و جد مادريش سليمان بوده ؛ بنام جد مادرى خود شاه سليمان ملقب شده و او را سليمان ميرزا گفتند ، و به همين لقب عند الخواص مشهور بود ، و بعد از وفات پدر خود كه گفتيم وى هفتساله بوده با مادر خود در نزد دائى خود شاه سلطان حسين بسر مىبرد ، تا در سنه 1134 كه محمود افغان اصفهان را محصور نمود و شاه سلطان حسين فرزند خود شاهطهماسب را بپنهانى براى مدد آوردن از اصفهان بيرون فرستاد ؛ چون اوضاع را آشفته ديد ، شهربانو بيگم خواهر خود را با ميرزا سيد محمد و دو دختر خود را كه يكى زوجه ميرزا سيد مرتضى ابن ميرزا سيد على ابن ميرزا سيد حسين خليفه سلطان ، و ديگرى زوجهء ميرزا محمد مقيم ابن ميرزا محمد نصير بن ميرزا سيد حسن بن خليفه سلطان مرقوم بودند ، و هر دو از زنان صالحه و فاضله بشمار مىآمدند ، بعد از رفتن شاهطهماسب بهمراهى عنايت سلطان بافقى مخفيا بيزد روانه كرد ، و ميرزا سيد مرتضى مرقوم ؛ در زمان شاه سلطان حسين صدر الممالك بوده و يكى از فرزندانش ميرزا ابو تراب است كه بعد از قتل نادر ، كريم خان زند و أبو الفتح خان بختيارى وى را دستآويز سلطنت كرده و بشاه اسماعيل ثالثش ملقب نمودند . و ديگرى احمد ميرزاى نيازى است كه شاعرى معروف
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٦٢