از محدثين و فقهاء و زهاد عصر خود بوده ، و بواسطه تندى زبان به كلمه سيلق بر وزن حيدر كه وصف از سلاقت كه بمعنى تندى زبان است مشهور شده ، چنانكه در « عمدة - الطالب : 305 ببعد » كه چندين مرتبه نام او ذكر شده بلفظ سيلق بتقديم ياء بر لام آورده ، لكن در چندين كتاب ديگر كه نام او برده شده اين كلمه را سليق بر وزن أمير نوشتهاند .
و در اثر آن جماعتى كثيره از أعقاب وى را نسبت او سيلقى يا سليقى مىخوانند ، و ما دو فرزند از او در اين كتاب مىآوريم . يكى : ابو عبد اللّه جعفر 7 در 1316 . و ديگر : عبد اللّه 7 مذكور در عمود اين نسب ، و جناب على المرعش 8 از مشاهير سادات حسينى است و بواسطه علو مقامى كه داشته بكلمهء مرعش كه بمعنى كبوتر بلندپرواز است ملقب شده ، و سلاسل كثيره از أعقاب او در ايران و عراق و غيره ؛ منتشر شده كه همه را به نسبت او مرعشى مىخوانند ، و جماعتى بسيار از علماء و سلاطين و ساير معاريف از آنها بهم رسيده كه بعضى هم در اين كتاب ذكر شده و مىشوند ، و بطورىكه در « الذريعة 4 : 411 » فرموده چهار طايفه از آنها بهم رسيده : مرعشيه مازندران ، و شوشتر ، و اصفهان و قزوين ، انتهى . و اين خانواده صاحب عنوان از مرعشيه مازندراناند .
مرحوم مير بزرگ 17 نخستين كس از سلاطين مرعشيه مازندران ، بعلاوه بزرگوارى عارف و مرشد بوده ، و چندين سال خود و اعقابش در مازندران سلطنت كردهاند ، وفاتش محرم سنه 781 ، قبرش در آمل مازندران در بقعهئى معروف و زيارتگاه است . فرزندش سيد كمال الدّين 18 والى سارى بوده . وفاتش سنه 801 ، قبرش در سارى . فرزندش امير سيد عليخان 19 در سنه 820 وفات كرده ، و در سارى مدفون است . فرزندش أمير مرتضى خان 20 والى مازندران و فيروز كوه بوده ، و در 4 صفر سنه 837 وفات نموده ، و دو فرزند ما از او در اين كتاب مىنويسيم ، يكى : سيد محمد خان 21 در 1264 ، و ديگر امير حسن 21 كه در عمود اين نسب است ، و ميرزا محمد شفيع 29 مستوفى كل موقوفات ممالك ايران بوده .
فرزندش ميرزا عبد اللّه 30 ، مخدرهء عز شرف بيگم دختر سيمون خان والى گرجستان كارتيل را بزوجيت داشته ، و اين سيمون خان بطورىكه در « مجمع التواريخ :
92 و پاورقى آن » نوشته فرزند باگراتى ششم ابن داود خان بن لوارصاب خان پادشاه
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١٦٠