تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
برايش فراهم نبود دوباره باصفهان بازگشت ، و عهد تحصيل و تكميل را خدمت حاجى مرقوم تجديد كرد ، و بالجمله دقيقه‌اى از طلب ننشست تا رتبهء اجتهاد يافت و با اجازت‌نامه بموطن و مسكنش رخصت انصراف بخشيد ، و چون در طهران بساط حكومت و قضاوت بگسترانيد جمعى اجتهادش را إنكار نمودند ، و خواطر عوام را بدان شبهت آلوده كردند . مردم طهران محض تحقيق ، ما جرى را خدمت مرحوم حاجى نوشتند . آن جناب در جواب نوشت كه اجتهاد را درجات بسيار است ، و ملا ابو الحسن طهرانى از حضيض تقليد و تجزى رسته و بأوج اجتهاد قدم نهاده ، و در نزد من معتمد و مقبول القول است . بعد از حصول اين جواب بيش از پيش در انظار عموم وقعى يافته و مرجع خاص و عام شد ، به حدى كه اكثر مرافعات و مشاجرات طهران در محضر وى مىگذشت ، و هركس صحبتش را درمىيافت مىفهميد كه احكامش بهواى نفسانى آلوده نبوده . و اين بزرگوار زهدى خشك داشت و پيوسته در امر بمعروف و نهى از منكر اقدام مىنمود ، چنان‌كه هرگاه أوباش و مقامر او را در شوارع و معابر مىديدند فرار مىكردند ، و هم وى تأليفاتى دارد ؛ اول : « كتابى در فروع » دو هزار بيت . دويم : كتاب « لمعات » در اصول شش هزار بيت . وى در اواخر عمر با حالت انزواء و اعتزال خوش بود ، و از مراودات و مرافعات كناره مىجست تا در سنه هزار و دويست و هفتاد و دو در طهران وفات كرد ، و نعش او را حمل بنجف نموده و آنجا در قبرستان وادى السلام بين مقام هود و صالح عليهما السلام دفن كردند ، و پنج نفر فرزند ذكور از او بازماند : اول : مرحوم ملا غلامحسين كه در 1313 بيايد . دويم : ملا محمد حسين . سيم : شيخ موسى . چهارم : شيخ بهاء الدّين . پنجم : حاجى شيخ محمود « 1 » . سنهء 1165 شمسى نوزدهم جمادى الاولى أول حمل ماه برجى

* ( 53 - وفات شيخ حسين خالدى قدسى ) *

ابو عبد اللّه بن محمد بن موسى بن محمود بن صالح حنفى از أهل بيت المقدس كه در نسبت به آن
هامش
( 1 ) شرح حال صاحب عنوان در « الكرام البررة : 32 و 33 » نيز مذكور است .