اند
" الَّذِينَ آمَنُوا "
مگر آنكه گرويدهاند
" وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ "
و كارها پسنديده كردهاند
" وَ تَواصَوْا "
و وصيت كرده يكديگر را
" بِالْحَقِّ "
به عمل راست و درست كه اقامت است بر طريق حق يا بقول صحيح كه قرآن است
" وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ "
و وصيت كردهاند بر صبر بر اطاعت يا از مصيبت و بعضى از مفسّران برآنند كه
" لَفِي خُسْرٍ "
كنايت است از حال ابو جهل و " آمنوا " ايمان است بصفت صديق رضى اللّه عنه
" وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ "
اشارت بكردار فاروق رضى اللّه عنه
" وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ "
مخبر است از گفتار ذو النّورين
" وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ "
حكايت « الف » است از سيرت مرتضى على رضى اللّه عنهم اجمعين و در تكملة الايمان از صحيح بخارى نقل كرده است كه آن حضرت يعنى على مرتضى رضى اللّه عنه فرموده است كه " خير النّاس بعد النّبىّ ابو بكر ثم عمر ثم رجل آخر . « ب » پس پسرش محمّد بن حنيفه رضى اللّه عنه گفت " ثم انت " فرمود " من يك مردىام از مسلمانان و اين حديث بطرق متعدّده به صحت رسيده است و در بعضى طرق آمده كه فرمود " دانا و آگاه باشيد كه به من رسيده است كه جمعى از مردمان مرا تفضيل مىكنند بر ابو بكر و عمر ( رضى اللّه عنهما ) و هركه مرا تفضيل كند بر ايشان وى مفترى است ، هرچه بر مفتريان كنند بر وى كردنى است « ج » و در تكملة الايمان از دارقطنى روايت مىكند كه ابو حجيفة ( رض ) « 59 » ( رض ) كه على مرتضى را رضى اللّه عنه افضل اعتقاد مىكرد جماعتى دريافت كه مخالفت وى مىكند ، پس بمخالفت ايشان سخت مخزون شد و پيش حضرت امير ( رض ) رفت ، پس آن حضرت دست او را بگرفت و به خانه درون برد ، پرسيد يا ابا حجيفه ! سبب حزن و دلگيرى تو چيست ؟ وى حقيقت حال را عرض كرد ، فرمود " يا ابا حجيفه ! خبر دهم ترا كه بهترين امت ابو بكر ( رض ) است ثم عمر ثم عثمان ( رضى اللّه عنهما ) - " پس ابو حجيفه ( رض ) گفت " عهد كردم
هامش
( الف ) حالى ( ايضا )
( ب ) ازالة الخفا مؤلفه شاه ولى اللّه محدث دهلوى ( رح ) طبع سهيل اكادمى لاهور 1396 ه مقصد اول ص 67 .
( ج ) ايضا ص 68
( 59 ) حضرت ابو حجيفه رضى اللّه عنه يكى از شحنههاى على رضى اللّه عنه بود ، پسرش حضرت عون بن ابى جحيفه گويد " كان ابى من شرط على " ( ازالة الخفا مقصد اول ص 67 )