شمس كرد و آفتاب را از مغرب بازگردانيد ، يك در عهد « 56 » رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و يكبار بعد از وفات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم و قبر ايشان در نجف است چنانچه در شواهد النّبوة مسطور است كه امير المؤمنين حسن و حسين ( رضى اللّه عنهما ) را وصيت كردهاند كه چون مىميرم مرا بسر بنهيد و بيرون بريد و بغزنين كه الحال به نجف شهرتى دارد برسانيد و آنجا سنگ سفيد خواهيد يافت كه از آن نور درخشان است آن را بكنيد در آنجا گشادگى خواهيد يافت مرا در آنجا دفن كنيد و ملا عبد الغفور لارى « 57 » ( رح ) آوردهاند كه قبر حضرت على كرم اللّه وجهه در بلخ است در موضعى كه بآستانهء امير مشهور است و درين باب حجتهاى آوردهاند و اللّه اعلم بالصّواب - قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم " انت بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى « الف » متفق عليه و قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم " من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه " « ب » همچنين در صواعق است يعنى گفت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم هركس را كه هستم من مولاى او پس على مولاى اوست ، خداى دوست دارد كسى را كه دوست
هامش
( الف ) بخارى ج 3 ص 564
( ب ) باب المناقب ج 2 ص 772 - سنن ابن ماجه ص 17
( 56 ) عن اسماء بنت عميس ( رض ) قالت كان رأس رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم فى حجر على و كان يوحى اليه فلمّا سرى عنه قال لى يا على صلّيت الفرض قال لا قال اللّهم انّك لتعلم انّه كان فى حاجتك و حاجة رسولك فردّ عليه الشّمس فردّها عليه و غايت الشّمس " يعنى از اسماء بنت عميس روايت است كه سر مبارك رسول اللّه ( ص ) در آغوش على ( رض ) بود و بر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم وحى نازل مىشد حتّى كه آفتاب غروب شد ، آن حضرت ( ص ) پرسيد يا على ! آيا شما نماز عصر خواندهايد ؟ عرض كرد " نى " فرمود " يا اللّه ! شما مىدانيد كه على در كار شما و رسول شما مشغول است " پس آفتاب واپس آمد و على نماز خواند ، بعد از آن آفتاب غروب بكرد - ( شرح مشكل الآثار از علامه طحاوى ، طبع دار صادر بيروت 1333 ج 1 ص 8 - 9 علامه سيوطى در " جز كشف اللّبس فى حديث ردّ الشّمس " مىگويد كه ردّ الشّمس از معجزات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم است ( خصائص الكبرى مترجمه رشيد محمود طبع گنجشكر اكادمى لاهور ج 2 ص 135 ) .
( 57 ) مولانا عبد الغفور لارى ( رح ) از شهر لار بود از اولاد سعد بن عباده انصارى ( رض ) كه مهتر قبيلهء خزرج بود ( رشحات عين الحيات مؤلفه فخر الدّين على بن حسين واعظ كاشفى طبع ايران ج 1 ص 276 ) و از خواص شاگردان برجسته مولانا عبد الرّحمن جامى ( رح ) و از اجله علماء عصر خود بوده است - بتاريخ يكشنبه پنجم شعبان 912 ه در شهر هرات درگذشته و در جوار استاد خود ( مولانا جامى ) مدفون گشت - ( ايضا ص 103 ) .