دارد على را و دشمن دارد كس را كه دشمن دارد على ( رض ) را و ترتيب فضيلت چهار يار سيد ابرار ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به ترتيب خلافت است چنانچه در كلام اللّه در آخر سورهء فتح اشاره به آن شده
" مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً . "
« الف » و الذين معه مدح صديق رضى اللّه عنه است كه بقرب و معيت و رفاقت در غار مخصوص بود و اشدّاء على الكفّار صفت فاروق است رضى اللّه عنه كه در نهايت و شدّت و غلظت او بود با اهل شرك و نفاق - همه علماء را اتفاق است رحماء بينهم نعت ذو النّورين است رضى اللّه عنه كه رافت و حياء و دلنوازى و بوفا معروف و مشهور است . « 58 »
" تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً "
شرح حال مرتضى است رضى اللّه عنه كه اكثر اوقات او بوظائف و طاعات مىگذرانيد -
" يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً "
مىطلبند اين بزرگان فضلى من اللّه از خدا يعنى زيادتى ثواب از وى جويند و رضوان و خوشنودى - حسينى « ب » و نيز در حسينى آوردهاند كه ابو الاشدين مر صديق رضى اللّه عنه را گفت كه زيان كردى اى ابا بكر كه دين پدران را بگذاشتى و از عبادت بتان دست بازداشتى ، جواب داد كه زيانكار نباشد آنكه سخن حق سبحانه را شنود و عمل خير بجا آرد بلكه زيان كار آنست كه بتپرستد و متابعت شيطان كند . حق سبحانه و تعالى موافق صديق رضى اللّه عنه اين سوره فرستاد
" وَ الْعَصْرِ "
سوگند بخداى روزگار يا پروردگار كه مشتمل است بر اعاجيب بسيار يا به نماز ديگر يا بعصر همه پيغمبرى يا بعصر تو اى محمّد كه فاضلترين همه عصرها است جواب قسم آنكه انّ الانسان بهدرستى كه ابو الاشدين يا ابو جهل يا همه آدميان
" لَفِي خُسْرٍ "
هرآينه در زياناند بسبب صرف اعمال « ج » در مطالب ناپايدار ، پس همه مشركان ضائعكنندگان عمر در زيانكارى
هامش
( الف ) الفتح 29 - قال الجمهور جميع اصحابه ( روح المعانى )
( ب ) يعنى تفسير حسينى .
( ج ) اعمار ( جمع عمر درست است ) كذا فى تفسير حسينى ص 103 كه ماخذ اين اقتباس است
( 58 ) از حضرت عائشه رضى اللّه عنها روايت است كه بارى حضرت عثمان رضى اللّه عنه پيش آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم آمد ، آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم جامههاى خود را درست فرمود و گفت از كسى كه فرشتگان حيا مىكنند من چگونه حيا نكنم - ( تاريخ الخلفاء ص 169 ) .