تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
زاهد بود سوداگر و عابد اجيرى * محو است و طمس و محق ارباب وفا را آيين مردان خدا تقواست تقوا * مرزوق عند اللّه بين أهل تقى را ره رو چنان‌كه مردم هشيار رفتند * راهى مبين جز راه و رسم مصطفى را گر مشكلى پيش آيدت اى سالك ره * ناد عليا آن شه مشكل‌گشا را خواهى روى اندر مناى عاشقانش * بار سفر بربند سوى كربلا را گفتار نيكو بايد و كردار نيكو * تا در جزاى اين و آن يا بى لقا را ابناى نوعت را ز خود خشنود مىدار * خواهى ز خود خشنود دار دارى خدا را بيچاره‌ايم اى چارهء بيچارگانت * جز تو كه يا رد دست ما گيرد نگارا عارم بود از اين كليمى اربعينم * از جود تو دارم من اميد عطا را تسخير خود كن نجم را آنسان كه كردى * تسخير خود مهر و مه و استاره‌ها را
[ اين قصيدهء لقائيّه در اوايل ذى حجّهء 1388 ه . ق سروده شده است ؛ ديوان آيت اللّه حسن‌زاده آملى ، ص 13 - 16 ] .
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 299 | ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي