تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
تنها نه من در حيرتم از سرّ انسان * بل صار فيه القوم كلّهم حيارى فكرى بكن بنگر كه اى و در كجايى * هم از كجا بودى و مىخواهى كجا را دردا كه ما را آگهى از خويش نبود * ورنه به ما كردى عطا كشف غطا را دردت اگر باشد پى درمان دردت * از چه نجويى از طبيب خود دوا را يارت دهد اندر حريم خويش بارت * مر آزمون را گوى از اخلاص يارا بيدار باش و در ره زاد ابد كوش * بگسل ز خود دام هوس‌ها و هوا را بر آب زن اوراق نقش اين و آن را * بر دل نشان احكام قرآن و دعا را در خلوت شب‌هاى تارت مىتوانى * آرى به كف سرچشمهء آب بقا را گويى خليل‌آسا اگر وجّهت وجهى * گردد به تو راز نهانى آشكارا تسليم باش و سر بنه اندر رضايش * بربند لب از گفتن چون و چرا را از رحمت بىانتهاى خويش دارد * وابستهء دام بلا اهل ولا را