اليمنى رأينا مكانه في غير مكانه الّذي رأينا « 1 » اذا رأيناه باليسرى فيه بل قد نرى الشىء الواحد اثنين إذا نظرنا إليه مثل نظر الأحول و هذه كلّها لا يلائم الحكم بأنّ الرؤية انّما هو نيل صفة في المرئى واقعيّة و أيضا لو كانت الرؤية به نيل الرآئي إلى المرئى لتأثّر من ساير صفاته أيضا من السّخونة و البرودة و غيرهما .
[ و مىدانيم كه گاهى با چشم مثالى به غير اين صورت ، اين شكل و كيفيّت را مشاهده مىكنيم ؛ و مىبينيم كه آن چيزى كه چشم حسى از شكلها مىبيند با دورى و نزديكى آنها مختلف مىشود بلكه نسبت به زياد و كم شدن نور ستارگان و چراغها فرق مىكنند و بلكه نسبت به شخص سالم و مريض ، اختلاف دارند و نسبت به كسى كه بعضى از داروها را مصرف كرده و آنكه از داروها استفاده ننموده فرق مىكنند بلكه وقتى با چشم راست مىنگريم آن چيز را در مكانى مشاهده مىكنيم و وقتى با چشم چپ مىنگريم احساس مىكنيم كه مكان آن چيز فرق مىكند بلكه وقتى چشم خودمان را همچون اشخاص لوچ و دوبين ، كنيم يك چيز را مثل آنان دو چيز مىبينيم و همهء اين اختلافات با حكم قطعى به اينكه آنچه ما مشاهده مىكنيم به صفت واقعى و حقيقى مىباشد ، سازگار نيست .
و همچنين اگر رؤيت عبارت از آن بود كه رؤيتكننده به آنچه ديده رسيده باشد ، مىبايست نفس رؤيتكننده از صفات آن چيز متأثّر گردد از قبيل گرمى و سردى و ديگر صفات . ]
و بالجملة ؛ فالرؤية و كذلك الخيال و التعقّل - كما قيل - إنّما هو
هامش
( 1 ) - نراه ( نسخه بدل ) .