باشد و ليكن از عمق دل نه از ظاهر آن كه سطحى خواهد بود و اثرش ناچيز خواهد گرديد ، فكر عميق دربارهء مرگ داروى مؤثر و كارسازى براى سوزاندن ريشهء حبّ دنيا و اصلاح اكثر صفات زشت در انسان است . ]
روى أنّه سئل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله هل يبلغ أحد درجة شهداء بدر ؟
فقال صلّى اللّه عليه و إله : ألا من يذكر الموت في كلّ يوم عشرين مرّة . « 1 »
[ روايت شده كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سؤال شد : آيا كسى مىتواند به مقام و درجهء شهداى بدر برسد ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : آرى ، كسى مىتواند به آن درجه برسد كه روزى بيست بار به ياد مرگ باشد ! ]
و لا بأس بالاشارة إجمالا إلى كيفيّته و هو أن يتفكّر في أمور منه .
أوّلها في امكان تعجيله و يكفي فيه للعاقل السير في أحوال الّذين يموتون فجأة و انّهم أيضا قبل الموت كانوا لا يحتملون أن يموتوا إلى سنين فإذا جاء الأجل فنت المهل و كم من حي قوي نشيط لا يحتمل الموت و يتخيّل لنفسه عمرا طويلا و يبنى في أموره بناء من يعيش مأة سنة مات فجأة من ساعته فإذا كان هذا ممكنا و واقعا فما الّذي أمننا منه .
[ مانع ندارد در اينجا ما خلاصهوار به چگونگى تفكّر دربارهء مرگ اشارهاى داشته باشيم و آن تفكّر درباره چند امر مرگ است :
اوّل آنكه در خصوص مرگ زودرس خود فكر كند و براى شخص عاقل مطالعه در خصوص حالات افرادى كه بهطور ناگهانى مردهاند ، كافى است . كسانى كه قبل از گرفتار شدن در چنگال مرگ ، احتمال مردن خود
هامش
( 1 ) - « تنبيه الخواطر » ( مجموعهء ورّام ) 1 / 268 با مختصر تفاوت .