الدنيا موحشة من التوتيا و متألمة من الكحل كيف يكون حالك اليوم إذا اكتحلت بمرود النّار و ضربوا عليك المسمار .
[ و سخن فرشتهء فتّان [ كه در عالم برزخ با آدمى سروكار دارد هنگامى كه انسان تقاضاى بازگشت به دنيا مىكند تا عمل صالح انجام دهد ] كه مىگويد : « هرگز بازگشت امكانپذير نيست و اين درخواست او سخنى بيش نيست . »
و فرمان خداوند متعال كه مىفرمايد : « بگيريد او را و در غل و زنجير كشيد ؛ آنگاه ميان آتشش اندازيد . »
بلكه لازم است با يكيك اعضاى خود به گفتگو پردازى و بر آنها گريه نمايى ، مثلا خطاب كنى و بگويى : اى چشم من كه در اين دنيا تو را از كمترين گرد و غبار حراست مىكنم حال تو چگونه خواهد شد در جهنم هنگامى كه كاسهات لبريز از آتش شود ؟ ! اى چشم من ! تو كه در دنيا از توتيا وحشت داشتى و هنگام سرمه كشيدن اذيّت و ناراحت مىشدى ، پس هنگامى كه ميلههاى آتشين بر تو بكشند و ميخهاى سرخ شده را بر تو بكوبند چه حالى خواهى داشت ؟ ! ]
و تقول لرأسك : يا رأسي الّذي كنت في الدّنيا احميك من التكئية على القطن و الصوف الا أن يكون متكاك من زغب الطيور و عودتك بزغب « القو » كيف حالك إذا ضربوا لك المقامع من الحديد المحماة من نار جهنم بأيدي ملائكة غلاظ شداد و هكذا .
[ و به سرت خطاب كرده و مىگويى : اى سر من كه تو را در دنيا بر بالش پنبهاى و پشمينه نگذاشتم مگر اينكه از پر پرندگان پر شده باشد و من تو را به بالش پر قو عادت دادم ، پس چه خواهى كرد زمانى كه فرشتگان غلاظ
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٩٤