كه بندگانت و دوستانت را ادب مهمانپذيرى و مهماننوازى آموختهاى ولو اينكه آن ميهمان كافر باشد ! هرچند كه ميهمان در شرايطى نباشد كه اگر از او پذيرايى نشود هلاك گردد و ميزبان هم از كسانى باشد كه احسان او به ديگرى ، نقصانى در او ايجاد نمايد ، ولى خدايا تو مىدانى كه هرگاه تو از ما ميهماننوازى نكنى آنچنان درمانده مىگرديم كه در آستان تو از گرسنگى هلاك خواهيم شد ؛ پس تو اى كسى كه احسانت موجب نقصان نمىشود و محروم شدن ديگران چيزى بر آن نمىافزايد ، اينك به ما رحم كن كه هرچه از ما سر زده ، گذشته است . ]
هذا و أنت يا اخي و قرّة عيني إن تأمّلت فيما رسمت لك في التهجّد بالصّلوة و البكاء و ما بعثك هذه الجملة على القيام و رضيت بنفي التشيع عن نفسك و أن لا تكون منهم عليهم السّلام حيث قال العسكرى عليه السّلام : « ليس منّا من استخفّ بصلوة اللّيل » ! « 1 »
[ اكنون تو اى برادر و نور چشم من ، اگر تو در آنچه در خصوص شبزندهدارى و تهجّد و گريه از خوف خدا ، ذكر شد خوب تأمل نمودى ولى باز هم ديدى كه اين همه تو را به نماز شب برنيانگيخت و تو رضايت دادى كه شيعه بودن را از خودت نفى نمايى و از زمرهء ائمه اطهار عليهم السّلام بهشمار نيايى ، از آنجا كه امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمودند : كسى كه نماز شب را سبك بشمارد ، از ما نيست ! ]
و اخترت راحة النفس و طيب الرقاد على الخلوة مع اللّه جلّ جلاله الحبيب القريب و المناجاة معه و المجالسة معه و الأنس
هامش
( 1 ) - « مستدرك الوسائل » 3 / 64 .