تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجالس سبعه مولانا ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
در طلب پوينده چون باد باش . زهر بيماريش همچون شكر نوش كن . دل را بگوى تا عافيت را بدرود كند . تن را بگوى تا سلامت را تبرّا دهد ، كه هر كه خانه بر لب دريا كند ، موج بسيار بيند و هر كه دعويى كند ، زهر بلا و محنت بسيار چشد .
تا در نزنى بهر چه دارى آتش * هرگز نشود حقيقت وقت تو خوش
قرأ المقرى . بيار اى مقرى ، سلاسل جلاجل اجزاى عاشقان را بالحان قرآن بجنبان . بگو كه :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
.
بسم الاله مسبب الاسباب * لعباده و مفتح الابواب
و رضيت بالرحمن ربى محسنا * فهو الذى يعطى به غير حساب
و رجوت مغفرة الرحيم المرتجى * عند الذنوب الغافر التواب
* * *
اى عمر بباد داده ، مستى ؟ * تا چند ازين هوا پرستى ؟
درهاى جفا همه گشادى * درهاى وفا همه ببستى
عهدى كه خداى با تو بستست * آن عهد خداى را شكستى
پيوسته چرا كنى شكايت * از رنج و عنا و تنگ دستى
حسرت چه خورى نداردت سود * گر نيست شوى برنج هستى
بسم اللَّه نام آن ملكيست كه رستگارى بندگان در رضاى اوست . هر كه را عزّيست ، از فيض فضل اوست و هر كه را ذلّى است ، از كمال عدل اوست . بقاى عالميان به مشيّت اوست . فناى آدميان به ارادت اوست . هر كجا عزيزيست ، آراستهء خلعت كرام اوست و هر كجا ذليليست ، خستهء قهر اوست . از زير زنّار باريك كه بر ميان بيگانگان بسته است ، اين آواز ميايد كه : ( و هو العزيز القدير ) و انديشهء طيلسان كه بر كتف عارفان افكنده است اين آواز مىآيد كه :
( وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) *
.