آفتاب اصل چرخ و گنج آمد * گرچه خفّاش ازو برنج آمد
قدم از قدم بر ندارند روز حساب تا از عهدهء اين سه سؤال بيرون نيايند . چنانك سيد عالم مىفرمايد ( لا يرفع المؤمن قدما عن قدم حتّى يسأل عن ثلث عن عمره فيما افناه و عن شبابه فيما ابلاه و عن ماله من اين اكتسبه و فيما انفقه ) فرداى قيامت هيچ بندهاى را فرونگذارند تا از عهدهء اين سه سؤال بيرون نيايد : يكى سؤال كنند كه عمر عزيز را در چه گذاشتى ؟ دوم آنك جوانى را بچه چيز بردى بسر « 1 » سوم آنك دنيا را از كجا جمع كردى و به كجا به كار بردى ؟ هركس را در دنيا دعويست . باش تا داغ عزل بر گوش مدعيان زنند و اين ندا بسمع عالميان در دهند كه
( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ )
امروز روزيست كه پردها را برداريم و همه را بصحرا بيرون بريم و همه زبانها را « 2 » مهر كنيم
( هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ )
.
شعر
اى حريقان آتش شهوات * وى غريقان قلزم خطوات
چند ازين حرص و چند ازين شهوت * چند ازين فسق و چند ازين زلّات ؟
چند ازين هزل و چند ازين هذيان * چند ازين فعل و چند ازين طامات ؟
چند ازين مكر و چند ازين تلبيس * چند ازين رسم و چند ازين عادات ؟
الحذر زين سراى مرد فريب * الهرب زين رباط پرآفات
در بهار حيوة بفرستيد * نفسى خوش سوى رميم و رفات
كوس دولت همىزنيد امروز * بركشيد از نياز دل رايات
كيسههاى اميد بردوزيد * اين دم لطف و رحمتست و صلات
اى خدايى كه لطف تو سازد * سال و مه را وظيفهء اوقات
زرگر صنع تو مرصّع كرد * گوى زرين حليهء ميقات
شبه معذرت ز ما بپذير * اى كريم از قلادهء طاعات
هامش
( 1 ) - رسانيدى نسخه
( 2 ) - بيرون آريم و همه را زبانها نسخه