تمثيل
ندارد باورت اكمه ز الوان * و گر صد سال گويى نقل و برهان
سپيد و زرد و سرخ و سبز و كاهى * به نزد وى نباشد جز سياهى
نگر تا كور مادر زاد بد حال * كجا بينا شود از كحل كحّال
خرد از ديدن احوال عقبا * بود چون كور مادر زاد دنيا
وراى عقل طورى دارد انسان * كه بشناسد بدان اسرار پنهان
بسان آتش اندر سنگ و آهن * نهادهست ايزد اندر جان و در تن
چو بر هم اوفتاد اين سنگ و آهن * ز نورش هر دو عالم گشت روشن
از آن مجموع پيدا گردد اين راز * چو بشنيدى برو با خود بپرداز
تويى تو نسخه نقش الهى * بجو از خويش هر چيزى كه خواهى
سؤال 9 [ كدامين نقطه را نطق است « انا الحق ؟ » چه گويى هرزه بود آن رمز مطلق ؟ ]
كدامين نقطه را نطق است « انا الحق ؟ » * چه گويى هرزه بود آن رمز مطلق ؟