موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانه دل نايدت نور
موانع چون در اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است
نخستين پاكى از احداث و انجاس * دوم از معصيت و ز شرّ وسواس
سيّم پاكى ز اخلاق ذميمهست * كه با وى آدمى همچون بهيمهست
چهارم پاكى سرّ است از غير * كه اينجا منتهى مىگرددش سير
هر آنكو كرد حاصل اين طهارات * شود بىشك سزاوار مناجات
تو تا خود را به كلّى درنبازى * نمازت كى شود هرگز نمازى
چو ذاتت پاك گردد از همه شين * نمازت گردد آنگه قرّة العين
نماند در ميانه ، هيچ تمييز * شود معروف و عارف جمله يك چيز
سؤال 8 [ اگر معروف و عارف ذات پاك است ؟ چو سودا در سر اين مشت خاك است ؟ ]
اگر معروف و عارف ذات پاك است ؟ * چو سودا در سر اين مشت خاك است ؟