تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
نبودش سايه كان دارد سياهى * زهى نور خدا ظلّ الهى
ورا قبله ميان غرب و شرق است * ازيرا در ميان نور غرق است
به دست او چو شيطان شد مسلمان * به زير پاى او شد سايه پنهان
مراتب جمله زير پايه اوست * وجود خاكيان از سايه اوست
ز نورش شد ولايت سايه‌گستر * مشارق با مغارب شد برابر
ز هر سايه كه اول گشت حاصل * در آخر شد يكى ديگر مقابل
كنون هر عالمى باشد ز امّت * رسولى را مقابل در نبوّت
نبى چون در نبوّت بود اكمل * بود از هر ولى ناچار افضل
ولايت شد به خاتم جمله ظاهر * بر اول نقطه هم ختم آمد آخر
ازو عالم شود پر امن و ايمان * جماد و جانور يابد ازو جان
نماند در جهان يك نفس كافر * شود عدل حقيقى جمله ظاهر
بود از سرّ وحدت واقف حقّ * درو پيدا نمايد وجه مطلق
گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 45 | الشيخ محمود الشبستري