361 . دوستى
362 . شيخ سرى رحمة الله عليه
363 . شد او ترا بنده
364 . و خدمت مرد به باز بودن از نواهى بوسيلت عقل است
365 . و نعمت يافت را به دو بتوان نگاه داشت
366 . نشناسد الهام را از وسوسه و شواطين را از فراست
367 . نيم مردست
368 . بموجب
369 . كار بكند
370 . آناست كه
371 . نپذيرد
372 . ندارد
373 . اگر مىخواهى كه مزه و حلاوت ايمان بيابى
374 . جانت
375 . روزه فرماى
376 . در چهار بالش
377 . دل خود
378 . ولايت و نيت معمور گردد
379 . اگر چه مهتر عالم محل خطاب عليه السلام
380 . براى مهم فرمان
361 . دوست
362 . شيخ سرى سقطى قدس سره
363 . شدم ترا بنده
364 . مرد خدمت و باز استادن از نواحى بوسيلت عقل است
365 . و نعمت يافته به دو نگاه توان داشت
366 . و الهام را از وسوسه نشناسد و سوء ظن را از فراست نداند
367 . نيم مرد
368 . بر موجب
369 . كار كند
370 . آن كه
371 . شنود
372 . پس خطاب فرمود كه
373 . اگر دوست مىدارى كه حلاوت ايمان بيابى
374 . كام جانت
375 . روزه فرماى و بىنصيبدار
376 . بر چهار بالش
377 . دل
378 . ولايت دينت معمور بود
379 . اگر چه محل خطاب مهتر عالم بود
380 . از براى تبليغ و از براى مهم فرمان
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٦٢