342 . نهيم
343 . عرب در عقب آمد و در پيش من انداخت
344 . كنيم
345 . از روستاى مدينه بود
346 . هر كه او را به من چيزى مىبايد داد ، گردن او را از آن وام آزاد كرديم ؛ چه خير بود در مالى كه ميان دوستان ما حجاب افكند
347 . ندارد
348 . قارن
349 . شود
350 . و با تو نور و بركت او نماند
351 . شب شبهت
352 . اجتهاد وى كم خطا بود و در گمراهى نيفتد
353 . برين دولت
354 . درك
355 . ترا دليل باشم
356 . و ره نمايم
357 . بهر خيرى
358 . ندارد
359 . نظم
360 . در بر وى فراز كردمى
342 . نهم
343 . عرب در غضب شد و از عقب آمد و آن را در پيش من انداخت
344 . كنم
345 . از روساى مدينه بود
346 . يعنى هر كه را چيزى به من مىبايد داد ، او را آزاد كردم از وام ؛ چه خير بود در مالى كه ميان ما و دوستان ما حجاب افكند
347 . پس خطاب فرمود كه :
348 . قارب
349 . بود
350 . و نور و بركت او با تو نماند
351 . شب دنيا
352 . و اجتهاد وى را در خطا و گمراهى نيندازد
353 . بر دلت
354 . ادراك
355 . ترا راهبر و دليل باشم
356 . راه نمايم
357 . و بهر خيرى
358 . راه دهيم
359 . مثنوى
360 . در دل بر وى فراز كردى
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٦١