تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
همچنان كه در پيش بود ، جمله به يتيم دادند و خود گرسنه خفتند . ديگر روز . آن صاع كه مانده بود ، فاطمه - عليها السلام - آن را آرد كرد و به نان پخت و به وقت خوردن ، اسيرى بر در سراى بايستاد ؛ گفت : « السلام عليكم يا اهل بيت النبوه اطعمونى اطعمكم اللّه من موائد الجنه » . آن طعام به اسير دادند . سه روز بگذشت كه اهل بيت على ( ع ) هيچ طعام نخوردند و بر گرسنگى صبر كردند و آن ما حضر كه بود ، ايثار كردند مرد درويش را و يتيم را و اسير را ؛ تا رب العالمين در شأن ايشان آيت فرستاد :
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً . »
( كشف الاسرار ، ج 5 ص 21 و 320 ، ميبدى ، على اصغر حكمت ، امير كبير )

لو كشف الغطاء ، ( ص 83 ) .

اگر پرده‌ها بر طرف شود ، يقين من زياده نگردد . از كلمات قصار منسوب به حضرت امير ( على بن ابى طالب عليه السلام ) . آمدى در غرر و درر ، آن را به حضرتش نسبت داده ؛ ولى ابو نصر سراج در اللمع ، اين كلمه را از « عامر بن عبد القيس تميمى عنبرى » - يكى از زهاد ثمانيه - آورده است . ( ر ك . فيه ما فيه ، چاپ دانشگاه ، ص 272 ) سنايى گويد :
تا بدان حد شده مكرم بود * لو كشف مرو را مسلم بود
( تعليقات حديقه ، ص 372 )

ناشنوده گوش كس : ( ص 84 ) .

اشارت است به شعر فرزدق در مدح حضرت سجاد ، به جواب هشام ابن عبد الملك ؛ كه معرفت حضرتش را منكر گشت ؛ آنجا كه گفت :
ما قال لا قط الّا فى تشهده * لو لا التشهد كانت لائه نعم
قصيدهء مذكور را عبد الرحمن جامى ، ترجمه به فارسى نموده ( رك به سلسلة الذهب ، ضميمهء سبحة الابرار جامى ، ص 215 ؛ و حاشيهء زندگى زين العابدين ( ع ) عمادزاده ، ص 237 ) .