گفتم : اين مرا فتوح بوده است . اندر من نگريست به گوشهء چشم و گفت : من فراغت و نشست با خداى تعالى به هفتاد هزار دينار خريدم ، به غير از ضياع و مستغل مىخواهى كه مرا بدين غرّه كنى و بفريبى ؟ برخاست و آن سيم آنجا بريخت بنشستم و آن سيم مىبرداشتم . هيچ عزّ چون او نديدم كه برخاست و چون ذلّ خويش كه من برمىچيدم .
4 . با كثرت عيال و قلّت مال ( ص 95 ) « فضيل عياض »
در تذكرة الاولياء ، ج ! ، ص 86 ، آمده است : . . . و بس گفتى ؟ الهى ! مرا گرسنه مىدارى و عيال مرا گرسنه مىدارى و مرا و عيال مرا برهنه مىدارى و مرا شب چراغ نمىدهى ؛ و تو اين با اولياى خويش كنى ، به كدام منزلت فضيل اين دوستى يافت از تو .
( تذكرة الاولياء قزوينى ، ج 1 ، ص 86 ) رك . به احياء العلوم ، ترجمهء ربع مهلكات 252 / 1
5 . الالسنه المستنطقات ( ص 98 ) حسين منصور :
كشف المحجوب هجويرى ، چاپ پاكستان ، ص 160 ، ذيل احوال منصور حلاج .
و از وى مىآيد كه گويد : الالسنه مستنطقات تحت نطقها مستهلكات ( يعنى زبانهاى گويا ، هلاك دلهاى خاموش است ) . اين عبارت ، جمله آفت است . و اندر معنى حقيقت عبادت هدر باشد . چون معنى حاصل بود ، به عبارت مفقود نگردد و چون معنى مفقود بود ، به عبارت هدر باشد . چون معنى حاصل بود ، به عبارت مفقود نگردد و چون مفقود بود ، موجود نگردد . سواى آنكه اندر آن پنداشتى ، پديدار آيد و طالب را هلاك كند ؛ تا وى عبارت را پندارد كه معنى است . و الله اعلم
6 . سخن نيكو گفتى . . . ( ص 98 ) : ابو حمزه خراسانى
در رسالهء قشيره ، به ابو حمزهء بغدادى نسبت داده شده و آمده است : در فوايد خاموشى :
ابو حمزه بغدادى گويند سخن نيكو گفتى . هاتفى آواز داد . سخنهاى نيكو بسيار گفتى .
اگر خاموش باشى ، نيكوتر بود . نيز سخن نگفت تا فرمان يافت و پس از آن بيش نزيست . ترجمه رسالهء قشيريه ، ص 185 .
7 . عافيت ده قسم . . . ( ص 98 ) وهيب بن الورد
در حلية الاولياء ، ج 8 ، ص 142 آمده است : . . . قال حكيم من الحكماء : العباده او