تعليقات و توضيحات
بخش اول - حكايت متن
1 . مولاى مولاى ذكرى تمرى و حلواى ( ص ) « ابراهيم ادهم »
اين عبارت ديده نشد . در طرائق الحقايق ، ج 2 ، ص 110 آمده است : الهى ! تو مىدانى كه هشت بهشت در جنب انعام و اكرامى كه با من كردهاى ، اندك است و در جنب محبّت خود و انس دادن با ذكر خود و فراغتى كه ما را دادهاى ، در وقت تفكر كردن در عظمت تو .
2 . طعام خوردن دانى چيست ؟ ( ص ) ا « بن سيرين »
در ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 213 به نقل از سهل عبد الله آمده است : كسى فرا سهل عبد اللّه گفت : چه گويى اندر شبانروزى يك بار خوردن ؟ گفت : خوردن صديقان است .
گفت : دوبار خوردن چه گويى ؟ گفت : خوردن مؤمنان است . گفت : سه بار خوردن ؟
گفت : اهل خويش را بگوى تا علفجايى ، بكند ترا .
و در مأخذ ديگرى همان حكايت آمده بود ؛ نه از ابن سيرين ، بل عالمى ناشناس .
( رك . تذكرة الاولياء قزوينى ، ج 1 ص 239 )
3 . در خانهء كعبه جوانى ديدم ( ص 95 ) « ذوالنون مصرى »
اين حكايت در متن سه باره آمده است ( ص 155 و ص 173 ) با اختلاف بعضى عبارات . و در ص 464 ترجمهء رسالهء قشيريه نظير آن از كتّانى نقل شده است كه : كتّانى گويد : نزديك ما به مكه جوانى بود ، جامهاى كهنه داشتى و با ما كم آميختى ؛ و دوستى او اندر دل من افتاد . مرا دويست درم از وجهى حلال فتوح بود . نزديك او بردم و بر كنارهء سجادهء او بنهادم و