دوست . يعنى سه نشانه است . نفس خود را فداى دوست و مال خود را نيز فداى [ او ] « 1 » كند و سر او را آشكار نكند . يا على مخلص را سه نشانه است : دنيا را و ثنا را و سخن را كه در او ذكر خداى تعالى نباشد هر سه را دشمن داشتن . يا على عالم را سه نشانه است : سخن راست گويد ، و از حرام پرهيز كند و با همه خلق به تواضع زندگانى كند ، نه از بهر دنيا و حرمت وى . يا على عابد را سه علامت است : دشمن دارد هوى و هوس را . دوست دارد قيام شب را . يا على كاهل را سه علامت است . آهستگى در ساعتها [ ى ] « 1 » خداى تعالى و نماز را در آخر وقت گزاردن « 2 » و يا از وقت برود . ياد خداى اندك كند تا دلش غافل [ ماند ] « 3 » يا على مرائى [ را ] « 3 » سه علامت است . چون برابر مردمان است ركوع و سجود را تمام كند و چون تنها باشد سر بر زمين چنان نهد كه مرغ است و دانه مىچيند و در ميان خلق خداى تعالى را بسيار ياد [ كند ] « 3 » چون تنها باشد فراموش كند . يا على دشمنترين مردمان آنكس باشد كه بر مردمان او را نيك گويند و خداى تعالى داند كه در وى نيكى نيست ، ظاهر او هيچ است ، باطن قبيح است و بدتر از آن باشد كه توانگران را اكرامى كند و درويشان را خوار دارد و جوانمردى كند با توانگران . بدتر از آنكس [ آن ] « 3 » باشد كه عمرش دراز باشد و عملش بد بود و توبه نكند . آنچه خداى تعالى نهى كرده است از آن پرهيز نكند و طمع آمرزش دارد و بدتر از آنكس ، آن باشد كه به ظاهر دوستى مىنمايد با برادر مسلمان و تدبير هلاك او مىكند و بدتر از آنكس ، آن باشد كه عمر وى به غفلت باشد و به توبه مشغول نباشد . يا على نتوان شناخت حليم را مگر به نزديك خشم . نتوان شناخت ، صبور را مگر به نزديك مصيبت . نتوان شناخت جوانمرد را مگر به نزديك حاجت .
هامش
( 1 ) . ما برافزوديم .
( 2 ) . در نسخه ( گذاردن ) .
( 3 ) . ما برافزوديم .