و ديگر فرمود كه من هرگز درويشان را كه بر من مىآمدهاند اين تجريد نفرمودهام و نفرمايم « 1 » ، چه هر كرا درد طلب با اوست او خود داند كه هر چيزى كه او را از مطلوب بازدارد ببايد انداخت و كسى كه در كنار خود مار افعى بيند چه حاجت باشد كه او را گويند كه بينداز .
اما اگر در طلبش نبود و شيخ حكم تجريد كند ، اما چون محبوب خود را بيند باطنش ميل به محبوب داشته باشد فايده زيادت نكند .
و ديگر از خادم پرسيد كه : درويشان از تو راضى هستند ، يا نه ؟
و بعد از آن ، خود فرمود كه درويشان هرگز زيادت از سه روز از خادم راضى نباشند و من چهل سال است كه اين كار مىكنم و در خدمت شيخ خود قدس سرّه « 2 » چندين خادمان ديدهام و هرگز نديدهام كه درويشان از خادم راضى باشند . اما خادم مىبايد كه نظر او به رضاى حق تعالى باشد و هر تصرف كه كند حق را بر آن مطلع داند و چنان كند كه از وى بيند « 3 » تا او را اجر دهند . و اگر نظر خادم به رضاى خلق باشد ، رضاى حق را فوت كند ، هرگز رضاى خلق حاصل نشود .
و در مجلس ديگر فرمود كه : درويشان مىبايد كه زود به سخنان رنگين و عبارات مزخرف فريفته نشوند و به هر كس اقتدا نكنند در دين ، تا استقامت او بر متابعت سنت معلوم نكنند . « 4 » و شيخ قدس سرّه
هامش
( 1 ) . در نسخه ( نفرمائيم ) آمده است .
( 2 ) . مقصود شيخ عبد الرحمن اسفراينى استاد شيخ علاء الدوله سمنانى است .
( 3 ) . در نسخه ( بيندو ) .
( 4 ) . در نسخه ( نكند و ) .